پروژه جدیدبهائیت برای براندازی نرم درایران چیست؟

 
 
 
 
مدتی است در رسانه های مختلف اخبار گوناگونی از مفاسد اخلاقی در برخی گروه های شناخته شده و ناشناخته سلفی و وهابی و … از این قسم هیولاها هستیم.

tr.jpg - 15.22 Kbندای انقلاب، از اولین بار که فتوای شیخ وهابی برای اعزام دختران به سوریه جهت ارضای غرایض نفسانی تروریست‌ها به بهانه این که تروریست‌ها مجاهدند و برای این جهاد نیاز به جهاد دختران دارند تا بتوانند از نظر شهوانی تأمین باشند چهره منفور و پلید این دشمنان قسم خورده اسلام ناب محمدی (ص) بیش از پیش برای جهانیان نمایان شد.

در ماه های اخیر تکفیری‌های تروریست در سوریه با توسل به فتاوای مفتی‌های وهابی عقده های جنسی خود را با توجیهات مذهبی مثل جهاد نکاح و اجر اخروی برآورده می‌کنند.

اما بدتر از همه این که فتواهای عجیب تنها محدود به ازدواج جهادی و ازدواج با محارم نمی‌شود و این افراد با استناد به رای و حکم شیوخ سلفی با اصطلاحات ساختگی نظیر «جهاد لواط» و «جهاد نکاح النفس» فحشا را در سرزمین شام گسترش می‌دهند.

امروزه نیز دشمنان وهابی و بهائی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به سرکردگی استکبار جهانی یعنی امریکای جنایت کار و البته با برنامه ریزی‌های لابی انگلیسی- صهیونیستی در برآوردی میدانی توسط اجرای نقشه شوم ازدواج تابستانی در کشور های عربی و از جمله در سوریه و نیز نقشه بعدی آن‌ها که همان جهاد النکاح بود این بار نقشه شوم دیگری برای کشور اسلامی ایران در سر می‌پرورانند.

در سال‌های متمادی دستگاه های اطلاعاتی و کارگروه های پیچیده برانداز در کشور های عربی به واسطه وجود حکام فاسد و نالایق به جولان دادن و انجام امورات براندازانه برعلیه اسلام مشغول بوده‌اند.

یکی از این اقدامات نیز ازدواج تابستانی در کشور های مختلف به ویژه کشور های اسلامی هم‌جوار و مستقر در خاورمیانه که مجهز به استراتژیک‌ترین موقعیت‌ها و البته منابع نفتی هستند بوده است.

ازدواج تابستانی به معنای ازدواج مردان عرب وابسته به این گروه های فاسد و برانداز و البته شیوخ و شیخ زاده های عرب در کشور های هدف می‌باشد به این صورت که مردان عرب دارای تمکن مالی بالا و البته مورد حمایت دستگاه های متبوع با سفر تابستانی به کشور هدف اقدام به ازدواج با دختران و زنانی از آن کشور نموده و همه هزینه های زندگی این زنان را تأمین نموده و پس از باردار نمودن آن‌ها به کشور خود بازگشته و آن زنان نیز فرزندان آنان را با هزینه پدرانشان بزرگ کرده و البته مشخص نیست که در فاصله زمانی چند ساله تا بزرگ شدن این فرزندان تابستانی این زنان به چه کار مشغول خواهند بود و …

البته در مرحله اول و ابتدای ورود این فرزندان تابستانی به اجتماع آنگاه که اثری از پدر آن‌ها وجود ندارد خود همین عدم حضور پدر مسائل بسیار پیچیده ای را در جامعه هدف ایجاد می‌کند که به چالش‌های اجتماعی ناگواری تبدیل می‌گردد.

و اما پس از چند سال که این فرزندان به سن جوانی می‌رسند بنا بر نظر دستگاه های امنیتی و جاسوسی غرب طبق اهداف بلند مدت برنامه ریزی شده پدران این فرزندان تابستانی برنامه آشوب‌ها و مشق قتل نفس مسلمانان و شیعیان را به آن‌ها اعلام می‌کنند.

سوریه نیز یکی از قربانیان همین توطئه شوم استکبار محسوب می‌شود و همین سلفی‌ها و وهابیون که در کشور سوریه علیه حکومت بر حق سوریه به جنایت‌های مختلف دست می‌زنند بخش عمده ای از همین فرزندان تابستانی به فرمان پدران دست نشانده‌شان تشکیل می‌دهند.

و اما اکنون و در پس پیچ تاریخی جهان پروژه دیگری توسط همان پیران استعمار و منادیان استکبار در ایران اسلامی در حال پیاده سازی است که توجه بیش از پیش مسئولین امر را می‌طلبد.

دستور جدید بهائیت شیراز به پیروان خود که در آن امر به ازدواج با محارمشان می‌کند …

در هفته های اخیر در برخی از محافل بهائیت شیراز با قبح شکنی از اصول اولیه عقل و شرع مقدس ازدواج با محارم این موضوع ترویج و تبلیغ می‌شود.

در برخی از این جمع‌ها با تشویق جوانان بهایی به ازدواج با مادر و خواهر خود از آنان خواسته شده که به این مهم بپردازند که به سعادت خواهند رسید! تشویق و معرفی و الگوسازی از کسانی که این عمل را انجام داده‌اند کار دیگری است که در جهت گسترش این فرهنگ در محافل بهائیون دیده می‌شود.

و اما در راستای مباحثی همانند ازدواج تابستانی باید اشاره ای داشته باشیم که طرح این مسئله که بهائیان ایران می‌توانند با محارم خود ازدواج کنند خود توطئه ای عظیم و جبران ناپذیر در صورت اجرا و تحقق تولید نسل از محارم خواهد بود.

چرا که تولید نسل از راه ازدواج با محارم همانا تولید حرام زاده‌هایی است که مانند قارچ سمی کشور را فرا خواهند گرفت و البته از خصوصیات حرام زادگان لاابالی بودن و قصی القلب بودن است و این حرکت اگر در سایه بی توجهی مسئولان به سرمنزل خود برسد فاجعه ای است که در گذشته آن را به وجود یک سیب گندیده در صندوق سیب‌های سالم تشبیه می‌کردند.

اگر این سیب‌های گندیده در جامعه ریشه بدوانند و روزی صاحبان نطفه های شومشان دستور خروج بر حاکمیت را صادر نمایند دیگر نمی‌شود حدس زد که چه آینده ای در انتظار نظام مقدس جمهوری اسلامی است و آیا این توطئه شوم فقط به جنگ داخلی ختم می‌شود و یا فراتر از آن …؟

و این تازه ابتدای راه است و قطعاً همان طور که رهبر فرزانه انقلاب فرمودند دشمن هیچ‌گاه از دسیسه و توطئه علیه مردم مسلمان و انقلابی ایران دست بر نمی‌دارد.

رونمایی از پیوند حزب منحله مشارکت با حزب صهیونیستی بهائیت

خبرستان:فاطمه حقیقت‌جو که پیش از این از گروهک تروریستی منافقین حمایت کرده، ضمن مطلبی در وبسایت رادیو فرانسه، از حزب استعماری (انگلیسی-صهیونیستی) بهائیت به عنوان «اقلیت مذهبی» یاد کرد و مدعی شد: رعایت حقوق اقلیت‌های دینی از اصول قانون اساسی است با این همه ‌نامی از بهائیان در این قانون نیامده و حقوق آنها مورد نقض قرار می‌گیرد.

وی پیش از این ضمن حمایت از گروه‌های تروریستی به رادیو فردا گفته بود: اگر محکوم شدگان به اعدام حتی اگر از اعضای مجاهدین خلق یا انجمن پادشاهی بودند ما باید به این مسئله اعتراض کنیم.

عضو فراری فراکسیون مشارکت در مجلس ششم همچنین در جمع شماری از عناصر ضد انقلاب در بوستون آمریکا از ائتلاف با سازمان منافقین خبر داده و گفته بود: همه ما با دیدگاه‌های مختلف دور هم جمع شده‌ایم یکی ممکن است سلطنت‌طلب باشد یکی دیگر ممکن است عضو سازمان مجاهدین ]منافقین[ باشد، همه، یک هدف مشترک داریم. ما باید از جهان بخواهیم جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد.

یادآور می‌شود تقلای منافق فراری برای «مذهبی» جا زدن بهائیت در حالی است که این حزب اساساً، مذهب نیست و صرفاً به عنوان کارقاچاق و مباشر صهیونیست‌ها، جریان ماسونی و رژیم انگلیس در دولت پهلوی عمل کرده است.

برخی اعضای رسانه‌های تندروی وابسته به حزب منحله مشارکت در دوره حاکمیت اصلاح‌طلبان و پس از آن عملاً ترویج کننده راهبردهای بهائیت نظیر سکولاریسم و معارضه با ولایت فقیه و حکومت دینی بوده‌اند.

نمایشگاه بصیرت در دوره طرح ولایت بسیج دانشجویی برگزار شد

 

نمایشگاه بصیرت بنیاد هابیلیان(خانواده شهدای ترور کشور) در ایام الله لیالی قدر میهمان دانشجویان دوره طرح ولایت دانشجویی (ویژه برادران) در دانشگاه صنعتی اصفهان بود.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی هابیلیان (خانواده شهدای ترور کشور)،‌ نمایشگاه بصیرت با هدف معرفی جریان شناسی نفاق  فرقه ضاله بهائیت و انجمن منحرف حجتیه در دانشگاه صنعتی اصفهان توسط بنیاد هابیلیان برگزار شد. در این نمایشگاه طرح ها و مطالبی با موضوعات افکار انحرافی انجمن حجتیه، انجمن حجتیه در خدمت ساواک، امام خمینی(ره) و انجمن حجتیه، انجمن حجتیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، اشتراکات فکری انجمن حجتیه با منافقین، انجمن حجتیه و ترویج جدایی دین از سیاست، ولایت فقیه از نگاه انجمن حجتیه، پاسخ به عقاید منحرف انجمن حجتیه، نقش انجمن حجتیه در فتنه ۱۳۸۸، ترفندهای تبلیغاتی و شیوه های جذب انجمن حجتیه در قالب پوستر،‌ محصولات نرم‌افزاری و کتاب در اختیار دانشجویان قرار گرفت.

همچنین در این نمایشگاه موضوعات بازشناسی تفکرات پایه گذاران فرقه بهائیت، پیوند فرقه بهائیت با رژیم ستم شاهی، ارتباط بهائیت با انگلستان و رژیم صهیونیستی، خدمات این فرقه به سرویسهای اطلاعاتی غربی، عقاید و انحرافات فکری و اخلاقی بهائیان، طریقه جذب نیرو در این فرقه، تابلوهایی بود که درباره این فرقه ضاله به معرض نمایش درآمد.

گفتنی است، محصولات بنیاد هابیلیان شامل ماهنامه راهنما، کتاب، بولتن، بروشور، و محصولات نرم افزاری بنیاد هابیلیان مرتبط با موضوعات نمایشگاه در اختیار بازدیدکنندگان قرار گرفت.

در بخش‌جنبی این نمایشگاه نیز قسمتی از اسناد تعاملات و تبادلاتی که میان فرقه های ساختگی با استکبار جهانی انجام شده بود در قالب نمایش فیلم ارائه شد. نمایشگاه کتاب و نرم‌افزار درباره موضوعات فوق نیز در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفت.

در طرح ولایت بسیج دانشجویی ، دانشجویان از سراسر کشور شرکت نموده و با مطالبی هم‌چون جنگ نرم، تحولات اخیر جهان اسلام، فرق منحرف و سازمان های تروریستی، اندیشه سیاسی امام(ره)، تشکل‌های دانشجویی، جریانات فکری و فرهنگی ایران معاصر، جریان‌ها و گروه‌های سیاسی و دین و دین‌داری در غرب مدرن آشنا شدند.

رونمایی از پیوند حزب منحله مشارکت با حزب صهیونیستی بهائیت


 

عضو فراری فراکسیون مشارکت در مجلس ششم رسماً از گروهک صهیونیستی بهائیت حمایت کرد.
کیهان: tr.jpg - 15.22 Kbفاطمه حقیقت‌جو که پیش از این از گروهک تروریستی منافقین حمایت کرده، ضمن مطلبی در وبسایت رادیو فرانسه، از حزب استعماری (انگلیسی-صهیونیستی) بهائیت به عنوان «اقلیت مذهبی» یاد کرد و مدعی شد: رعایت حقوق اقلیت‌های دینی از اصول قانون اساسی است با این همه ‌نامی از بهائیان در این قانون نیامده و حقوق آنها مورد نقض قرار می‌گیرد.
وی پیش از این ضمن حمایت از گروه‌های تروریستی به رادیو فردا گفته بود: اگر محکوم شدگان به اعدام حتی اگر از اعضای مجاهدین خلق یا انجمن پادشاهی بودند ما باید به این مسئله اعتراض کنیم.
عضو فراری فراکسیون مشارکت در مجلس ششم همچنین در جمع شماری از عناصر ضد انقلاب در بوستون آمریکا از ائتلاف با سازمان منافقین خبر داده و گفته بود: همه ما با دیدگاه‌های مختلف دور هم جمع شده‌ایم یکی ممکن است سلطنت‌طلب باشد یکی دیگر ممکن است عضو سازمان مجاهدین ]منافقین[ باشد، همه، یک هدف مشترک داریم. ما باید از جهان بخواهیم جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسد.
یادآور می‌شود تقلای منافق فراری برای «مذهبی» جا زدن بهائیت در حالی است که این حزب اساساً، مذهب نیست و صرفاً به عنوان کارقاچاق و مباشر صهیونیست‌ها، جریان ماسونی و رژیم انگلیس در دولت پهلوی عمل کرده است.
برخی اعضای رسانه‌های تندروی وابسته به حزب منحله مشارکت در دوره حاکمیت اصلاح‌طلبان و پس از آن عملاً ترویج کننده راهبردهای بهائیت نظیر سکولاریسم و معارضه با ولایت فقیه و حکومت دینی بوده‌اند.

نوری زاد پس از انکار حجاب به جنگ قرآن می رود!

 

یکی از باورهای بابیان و بهائیان، اعتقاد به اله بودن علی محمد باب و حسینعلی نوری است و خداوند در آیه " يايها الذين ءامنوا انما المشركون نجس " آنها را نجس دانسته است.

ندای انقلاب، چندی پیش فردی که این روز ها با اقدامات عجیب، خود را مضحکه خاص و عام کرده است در یک فراخوان عمومی به شرح زیر از مردم خواست تا به منزل کافران و مشرکان بروند و عکس هایی در منزل آنها تهیه کنند و در فضای مجازی قرار داده تا به طور مثال بتوانند نجاست زدایی کنند ولی بی آنکه لحظه ای فکر کنند که چیزی که خدا نجس کرده است با این اقدامات بی ارزش پاک نمی شود. آیا این فردی که بعید می دانم از نور، زاده شده باشد می دانست که با این اقدام به جنگ مستقیم با خدا و قرآن می رود و باید منتظر پاسخ خدا باشد و شاید تا پایان عمر زندگی نکبتی چون سلمان رشدی و شاهین نجفی و امثال آنها نصیبش شود.

122245_703.jpg - 18.54 Kbنوری زاد در فراخوان خود آورده است: "من ازهمه ی مردمان ایران وجهان، وبویژه ازمسلمانان ایران وجهان، ومستقیماً ازشیعیان ایران وجهان دعوت می کنم با من در نجاست روبی ازساحت انسانیتی که درایرانِ اسلامی به حاشیه رفته وبرچهره اش غباری ازآسیب های بی خردی نشسته همراه شوند...
گرفتاری واقعی مردمان ایران دربرداشت های نا صحیح و نا بخردانه ی جمعی ازمراجع تقلید ازاسلام، ورواج وگسترش آن بی خردی ها در تحکم های حکومتی است.
من در این فراخوان، مستقیماً مراجعی را درپیشانیِ فرومایگی می نهم که با برداشت های نابخردانه ی خویش از قرآن و اسلام وسیره ی بزرگان دینی، مشرکان و کمونیست ها و بهاییان و خدانشناسان را “نجس” دانسته وب ا همین فتوای سخیف و ناجوانمردانه، جمعی ازهموطنان ما را ازحقوق مسلم شهروندی شان محروم کرده اند. "

جالب است که با این اظهار نظر ها نوری زاد خدانشناسانی که خود خداوند متعال در قرآن آنها را نجس شمرده است را بر مراجع عالیقدر اسلام ترجیح می دهد که البته اینجا است که این مثل قدیم خودنمایی می کند : " خلایق هر چه لایق"

البته بهتر است نگاهی به چگونگی نجس خواندن کفار و مشرکین داشته باشیم تا بهتر متوجه شویم که این فرد به مبارزه با چه کسی رفته است. از نظر شیعیان و فقهای شیعه کافر نجس می باشد البته به عقیده برخی فقها، کسانی که اهل کتاب می باشند، نجس نیستند البته در مورد حکم نجاست کفار، به آیه ی ۲۸ سوره توبه استناد می شود که در این آیه کافران نجس خوانده شده اند.

" يايها الذين ءامنوا انما المشركون نجس فلا يقربوا المسجد الحرام بعد عامهم هذا و ان خفتم عيله فسوف يغنيكم الله من فضله ان شاء ان الله عليم حكيم" .

اى كسانى كه ايمان آورده ايد! مشركان نجسند و بعد از امسال ديگر نبايد به مسجد الحرام نزديك شوند، و اگر از فقر مى ترسيد زود باشد كه خدا اگر بخواهد از كرم خويش شما را توانگر كند كه خدا دانا و شايسته كار است.

اما مشرکان چه کسانی هستند؟ شرک یعنی شریک قائل شدن برای خدا (کسی را هم عرض خدا دانستن در امور) و به کسانی که برخی چیز ها را موثر تر از خدا در امور قرار می دهند و یا آنها را در سطح خدا می دانند مشرک می گویند.

تنها گناهی که خداوند فرموده هرگز نخواهم بخشید، گناه شرک است!... که خداوند میفرماید: " لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ اِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ!..." شرک ظلم عظیمی است!...وهرگز بخشیده نخواهد شد؟!

محمد نوری زاد در ادامه فراخوان خود حکم نجس خواندن آنها را توهین به آنها و برخی شهروندان کافر و مشرک خواند که در این باره نیز باید متذکر شویم که اگر این اقدام توهین به آنها است دلایلی دارد که تنها خود خدا می داند و ما باید از دستورات خدا پیروی کنیم البته این توهین ها به خود مشرکین و کفار نیز بازمی گردد .

ممکن است این یک کیفر و مجازات از سوی خدا باشد زیرا خدا آنها را نجس خوانده است و بدیهی است که ممکن است شخص اجرای کیفر و مجازات را توهین به خود تلقی کند اما عامل این توهین خود شخص است نه قانونگذار که به جهت مصالحی به وضع حکم اقدام کرده است.

حال ممکن است بگویید آیا بهائیان مشرک هستند یا خیر که در پاسخ به این سوال باید گفت، یکی از باورهای بابیان و بهائیان، اعتقاد به اله بودن علی محمد باب و حسینعلی نوری است. این اعتقاد بهائیان با مبانی هیچ یک از ادیان آسمانی نمی سازد، زیرا الوهیت ویژه خدای سبحان است و هیچ کس و هیچ چیز در این مقام با او شریک نیست. پس در نتیجه طبق سخن خداوند متعال ( انما المشركون نجس) مشرکین نجس هستند و نباید با آنها معاشرت داشت.

«احبّا»‌ی اسرائیل بد جوری گاف دادند!


دم خروس حزب استعمار ساخته بهائيت در نشست اخیر آنها در شیکاگو بیرون افتاد. این گروهک ادعا می‌کند کاری به سیاست ندارد اما در نشست اخیر این گروه که تحت عنوان انجمن دوستداران فرهنگ ایرانی برگزار شد، یکی از سخنرانان اصلی جلسه به شدت به جمهوری اسلامی حمله کرد و مورد تشویق حضار قرار گرفت.
tr.jpg - 15.22 Kbهر چند برخی حضار جو زده شده بودند اما پس از پایان مراسم یکی از آنان نگران شده و نسبت به پیامدهای این موضوع هشدار داده است.
مهرداد مهاجر در وبلاگ بهایی «بحر فنا» می‌نویسد: گردهمایی 3 هزار نفر از احبای بهایی 29 اوت تا ابتدای سپتامبر برگزار شد اما از نکات منفی آن سخنرانی اسماعیل نوری علاء بود که چندین بار با کف زدن و ابراز احساسات احباء قطع شد اما در مجموع مناسب نبود. او در سخنان خود احبا را هموطنانی آواره و سرگردان از وطن و جزئی از اپوزیسیون انحلال‌طلب حکومت اسلامی دانست و به نمایندگی از سوی جامعه بهائي حکومت ایران را جزء اشرار خطاب کرد و حکومت جهانی آرمانی بهائي را به جای یک حکومت دین‌مدار، یک حکومت سکولار معرفی نمود.
وی می‌افزاید: آقای نوری‌علاء با استفاده از تریبون مجانی کنفرانس، حکومت اسلامی را یک [...] تاریخی نامید که باید به زباله‌دان تاریخ ریخته شود و شرط نوسازی ایران را انحلال حکومت اسلامی قرار داد. او چندین بار سعی کرد تا با تحریک احبا، آنان را به اظهارنظر در امور سیاسی وادار کرده و این کنفرانس را به یک میتینگ سیاسی تبدیل نماید.
او ادامه می‌دهد: از احبای حاضر در جلسه که در هنگام سخنرانی نوری‌علاء نه تنها سالن کنفرانس را ترک نکردند بلکه او را تشویق و تائید نمودند، نمی‌توان انتظاری داشت، ولی از گردانندگان کنفرانس و نیز بزرگانی مثل جناب آقای دکتر شاپور راسخ که با نصوص امری و منویات بیت‌العدل اعظم آشنا هستند، این سکوت و تایید باعث شگفتی بود. جناب راسخ در سخنرانی پایانی جلسه، ضمن اشاره به فجایع حکومت اسلامی، این حکومت را غیرقابل اصلاح دانسته و خواستار لغو قانون اساسی و منحل ساختن ساختارهای برآمده از آن شدند. دل بستن به روشنفکران مشابه نه تنها هیچگونه تغییر پایداری را به همراه نخواهد داشت، بلکه باعث بی‌اعتمادی دولت‌ها به بهائيت و فشار بیشتر بر احبا خواهد شد. چرا در بین آن 3 هزار نفر کسی اعتراض نکرد؟

نگاهی به ساختار تبلیغی بهائیت در حال حاضر!

 

اکنون که حدود 170 سال از تاریخ تشکیل منحوس بهائیت می‌گذرد شاهد آنیم که تشکیلات بهائیت همچنان ساختار جامعه خود را، حتی در ایران اسلامی، حفظ کرده و توانسته کودکان اعضاء جامعه بهائیت را تحت تعلیم و آموزه های خود قرار دهد و به حیات خود ادامه دهد.
به گزارش گروه وبگردی باشگاه خبرنگاران، تجربه تاریخی تشکیل فرقه ضاله بهائیت موید آن است که جبهه استکبار توانسته است با استفاده از افراد ساده‌لوح و جاه‌طلب، فرقه‌ای ضاله و منحرف بوجود آورد. جاسوسان غربی با پر و بال دادن و آشنا‌سازی این افراد، با برخی از آموزه‌های شبه عرفانی مملو از مفاهیم راز آلود، زمینه‌های لازم را برای تربیت سرکرده فرقه فراهم میکنند و در پی آن کادرسازی و تزریق گسترده منابع مالی را نسبتاً منسجم جهت اجرای اهداف شوم خود به وجود می‌آورند و در فدم آخر ترکیب با هنجارهای بومی ـ میهنی را صورت می‌دهند تا فرقه‌ای تمام عیار مد نظر شکل گیرد.
بررسی تشکیلات بهائیت از آن جهت قابل تأمل است که به ما کمک میکند تا شیوه های غرب را در ظرفیت‌ سازی، جهت شکل گیری گروه‌های شبه عرفانی و انحرافی مذهبی، که به جریان‌هایی مانند بهائیت تبدیل میشوند را شناسایی نمائیم. این مسئله هوشیاری تمام مسئولان را در برخورد زودهنگام با موج اولیه نحله‌های شبه عرفانی میطلبد؛ تا مبادا به دلیل عدم شناخت جریانهای شبه عرفانی و با تلف شدن زمان، گسترش یابند که در این صورت هزینه‌های فراوانی بر جامعه و نظام اسلامی در بر خواهد داشت.
تشکیلات بهائیت، تشکیلاتی است چند‌چهره ای؛ چهره‌ای «صوری» مبتنی بر شعارهایی مزوّرانه و چهره‌ای «درونی»، که همانند دیگر فرقه‌ها، فشار معنوی و فیزیکی قابل توجهی بر اعضای خود وارد می‌آورد تا آنها را وادار به تمکین منویات بیت‌العدل کند.
استفاده از روش های تبلیغی جایگاه ویژه ای در ماهیت تشکیلات بهائی دارد، که شناخت روند تبشیر، همان شناخت ماهیت بهائیت می‌باشد. در این نوشتار سعی شده است برخی از فعالیت‌‌های جامعه بهائی ایران، در زمان حاضر بررسی شود و به شکلی مختصر ساختار تشکیلاتی مرتبط با فعالیت‌های تبلیغی نیز مورد اشاره قرار گیرد.


بخشنامه‌ها و دستور العمل‌های بیت‌العدل
بخشنامه‌ها یا هر متن تدوین شده در بیت‌العدل بعد از گذراندن مراحل تصویب به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی ترجمه شده و ابلاغ می‌شوند. تشکیلات بهائیت از میان ترجمه‌های مختلف، متن عربی را معتبر‌تر می‌شناسد که دلیل آن مقبولیت بیشتر نزد متدینین درکشورهای اسلامی بوده است. متن اصلی به نظر مشاوران قاره‌ای در کشورهای مختلف می‌رسد. به طور سنتی بهائیان ایرانی نقش مهمی در بررسی و ویراست آن بعهده دارند.
تشکیلات بهائیت به جهت تأثیر بیشتر بر مخاطب برای مردم مناطق مختلف فارسی‌زبان، ترک‌زبان و... مرسولات را به زبان خودشان می‌فرستد. برای اروپا و آمریکا متن انگلیسی و برای کشورهای خاورمیانه مانند عراق که دارای محفل ملی هستند بخشنامه‌ها به زبان عربی ارسال می‌شوند. این نکته قابل توجه است که بیت‌العدل اصرار دارد بخشنامه‌ها و متون مربوط به ایران به دو زبان فارسی و عربی ارسال شوند. تشکیلات بهائی دلیل این امر را اعتقاد ریشه‌دار مردم ایران به قرآن و داشتن غیرتی مقدس نسبت به زبان عربی عنوان می‌کنند و برای القای حس قدسیت از این مسئله سوء استفاده می‌کنند.
در فرآیندی سازمان‌یافته، بخشنامه‌های فرستاده‌شده به محافل رسمی کشورها، به محافل محلی تقسیم و توزیع می‌شوند و به تعداد محافل محلی آن کشور (پنجاه، صد‌، دویست یا بیشتر) تکثیر شده و توزیع می‌شوند. با سنجش شرایط و وضعیت حاکم بر هر محفل که به اصطلاح جامعه بهائی «حکمت» نامیده می‌شود هر یک از مراکز محلی اقدام به توزیع بخشنامه‌ها در جلسات عمومی بهائیان می‌کنند. رسمی‌ترین جلسه جامعه بهائیت «ضیافت 19 روزه» است و در این جلسات متون به تعداد توزیع شده و به وسیله افراد در جلسات خوانده می‌شود. طی آن ناظمین جلسات تبشیر منویات بیت‌العدل را بیان می‌کنند که در صورت لزوم توسط افراد زیر مجموعه توضیح داده می‌شود. جالب اینجاست که این توضیحات نیز واجب‌الاطاعه هستند و دلیل آن حفظ نظم و انسجام تشکیلات عنوان می‌شود!
محفل ملی هر کشوری مرکزی به نام «دفتر کل» دارد که در سلسله مراتب تشکیلات فرقه تعریف شده است، ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. راهکار‌ها، بخشنامه‌ها و تمامی دستور‌العمل‌های صادره از تشکیلات بین‌المللی که در واقع چراغ راه جامعه بهائی است، از طریق همین دفتر برای همه اعضاء لازم الاجراء می‌شود. از دیگر فعالیت‌های دفتر کل رفع منازعات است. هر زمان مشکل و مشاجره‌ای در خصوص موضوعات اجرائی پیش ‌آید اعضاء فرقه می‌باید به دفتر مراجعه کنند. بخشنامه‌ها به صورت کددار بایگانی می‌شود تا در مواقع لزوم محل مراجعه بوده و بر طبق آن حکم صادر شود. در مرحله بعد دستورات بر مبنای بخشنامه‌هایی که واجب‌الاطاعه می‌باشند به تشکیلات شهرستان و از آن طریق به هیئت‌های مختلف می‌رسند. محفل شهرستان موظف است تا هیئت‌های محلی را تشکیل دهد تا هر یک فعالیت‌های خاص خود را تحت نظر محفل محلی به انجام رسانند.


هیئت‌ها یا بازوان محافل
هیئت صیانت
وظیفه هیئت صیانت کنترل دائمی وضعیت قبل، حال و آینده افراد فرقه بهائیت است. هیئت می‌بایست ارتباطات افراد بهائی را به طور مداوم بررسی کند تا مشخص شود آیا نسبت به معتقدات فرقه دگر‌اندیش بوده یا مطیع محض هستند؟ میزان وابستگی و تعلقشان به فرقه بهائیت چگونه است؟ با بیانی ساده می‌توان گفت کارکرد اصلی هیئت صیانت حفظ افراد در درون ساختار تشکیلات است.
ترکیب اولیه هیئت صیانت توسط چند تن از جوانان شکل می‌گیرد. اعضای خادمین هر شهرستان از بین جوانان و جامعه بهائی زیر‌مجموعه خود تعداد سه یا پنج نفر را به عنوان اعضای هیئت صیانت انتخاب می‌کنند و به آنها ابلاغ می‌شود. آنها وظیفه دارند در حد امکانات، افراد را از مجالست و معاشرت با دیگران بر حذر دارند و اگر رفت و آمد و معاشرتی وجود دارد همواره سود فرقه در نظر گرفته شود و چنان پیش نرود که یک بهائی بدهکار شود یا چیزی را ببازد. سعی اعضاء هیئت همواره بر آن است تا ملاقات و رفتار‌های بهائیان را به نوعی تحت سیطره خود داشته باشد.
این نوع رفتار فرقه شبیه چیزی است که در کمپ اشرف، پایگاه منافقین روی داده است؛ نظیر آنچه اعضاء زن فرقه رحم خود را خارج کرده‌اند تا مبادا مشکلات عاطفی زمان بچه‌دار شدن، از عشق و علاقه افراد نسبت به سازمان بکاهد. در بهائیت نیز گاهی اوقات بنا به دستور محفل، دستوراتی مبنی بر طلاق یا ازدواج مصلحتی و حتی اینکه فرد با چه کسی ازدواج کنند صادر می‌شود که واجب‌الاتباع هستند. در بهائیت همه موضوعات حتی زندگی خصوصی افراد باید در راستای تحقق اهداف جامعه بهائی باشد. خاطرات نجات‌یافتگان بهائیت نشان می‌دهد اگر فردی بخواهد مستقل و خارج از چارت تشکیلات از خود قدرت تصمیم‌گیری، بخرج دهد فوراً و به انواع مختلف سرکوب می‌شود. وی را سلب نسبت کرده و سعی می‌کنند کاملاً احساس تنهائی کند تا قادر نباشد اقدامی انجام دهد و در نهایت مجبور شود زیر سلطه تشکیلات قرار گیرد حتی بعد از اینکه فردی از بهائیت جدا شود باز هم محافل وی را رها نمی‌کنند. به اشکال مختلف تهدید، تطمیع و‌... سعی می‌کنند وی را دوباره جذب کنند. این افراد همواره در مظان تنش و حوادث هستند. نجات‌‌یافتگان شهادت می‌دهند اصلاً بدین شکل نیست که محفل، امید خود را از دست بدهد. به نظر تشکیلات جذب هر نجات‌یافته، به هر دلیل یا شرایطی که از بهائیت جدا شده، برای بهائیت کارائی دارد. محافل در برهه‌های زمانی خاص این موضوع را به شدت دنبال می‌کنند. در بسیاری از موارد تشابه زیادی بین فرقه بهائیت و فرقه منافقین وجود دارد. اگر رؤسای تشکیلات دستور دهند تروری انجام شود با کمال میل انجام می‌دهند. عبد‌البهاء گفته است: «انقطاع انقیاد شما از بهائیت سبب روحانیت بیشتر شما می‌شود. اگر آنها دستور دادند مرا در دریا بیندازید حتی لحظه‌ای درنگ نکنید چون آنها صاحب عصمت کبری هستند.»  تنها فرقشان با منافقین در این است که منافقین رهبر خود را دارای عصمت کبری نمی‌دانند ولی بهائیان نه نفر اعضاء محفل در هر شهر را بری از هرگونه گناه تصور می‌کنند و خیال می‌کنند اعضاء بیت‌العدل عصمت کبری دارند.


هیئت جوانان
هیئت جوانان به منظور وادار کردن محافل همه جوانان به تعلیمات بهائیت، در سنین معین ‌تشکیل می‌شود. برنامه‌ریزی برای جذب جوانان به کلاس‌ها و پیگیری و سؤال در خصوص حضور آنها از خانواده‌ها، از جمله وظایف این هیئت می‌باشد. به عنوان مثال جوانی که دوست ندارد در جامعه بهائیت تحت تعالیم قرار گیرد شناسایی شده و وی را به روش‌های مختلفی جذب می‌کنند. جاذبه جنس مخالف از مهم‌ترین ابزارها در این عرصه است که در کنار دیگر مشوق‌ها و تهدیدات تلویحی استفاده می‌شود. اگر فرد مد نظر پسر باشد از دختران استفاده می‌کنند یا برعکس. تشکیلات به هر شکل ممکن جوانان را وادار می‌کند در جلسات هیئت جوانان شرکت کنند این جلسات در شهرستان‌ها دایر بوده و در آنها به جوانان تعلیمات خاصی داده می‌شود.


هیئت واجب التعلیمین
هیئت واجب التعلیمین جامعه بهائی، بر‌خلاف تمامی کارشناسان امور آموزشی در دنیا سن واجب التعلیم را 4 سال قلمداد می‌کنند در حالیکه در بیشتر سیستم‌های آموزشی 6 سال در نظر گرفته می‌شود ولی فرقه بهائی از 4 سالگی کودکان را تحت تعلیمات خاص فرقه قرار می‌دهد. همه افراد خانواده موظف هستند کودکانشان را برای کسب آموزش و تعلیمات ویژه به محل‌های تعیین شده بفرستند.
درس اجباری اخلاق
کلاس‌های درس اخلاق عمدتاً در روز جمعه برگزار می‌شود بچه‌ها در درس اخلاق دعا و مناجات بهائی می‌خوانند. به اصطلاح اعضاء فرقه، نص مبارک بهاء‌الله را حفظ می‌کنند و حتی نطق اجرا می‌کنند تا بتوانند قوت در کلام داشته باشند. شعرها در بیان اعتقادات بهائی سروده شده است. در کلاس معانی کلمات در شعر به آنها آموزش داده می‌شود.


تفتیش عقاید
تفتیش عقاید در فرقه بهائیت به انحاء مختلف به پیش می‌رود. تشکیلات بهائیت از جهات مختلف با اعضاء خود مانند یک فرقه رفتار می‌کند. کسانی که از فرقه جدا شوند را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد. از جمله این موارد گرفتن فرزندان یا والدین اعضای فرقه، از نجات یافتگان بهائیت می‌باشد.
رنج‌های جداشدگان نشان‌دهنده نوع رفتار این فرقه با اعضاء خود است یکی از نجات‌یافتگان از فرقه بهائی می‌گوید: «آنها در سن 15 سالگی افراد را برای انتخاب دین آزاد می‌گذارند، اما سؤال اینجاست کدام نوجوان 15 ساله که والدینش بهایی هستند و در صورت انتخاب دین دیگر مرتد شده و از جامعه بهائیت کنار گذاشته می‌شود چنین کاری را انجام می‌دهد. آنها در این سن موضوعی به نام «جستجوی حقیقت» را عنوان می‌کنند که در واقع چیزی جز تأکید بیشتر بر بهائیت نیست. هیچ بهائی حق و جرأت ندارد کتاب‌های رد بهائیت را بخواند. جلسات درس اخلاق در تشکیلات بهائیت به طور هفتگی و اجباری اداره می‌شود برگزار می‌شد. شما اگر دیا سه جلسه در این جلسات شرکت نکنی، هیئت صیانت درب منزل شما آمده و تذکر می‌دهد. زمانی که هنوز به دین اسلام گرایش پیدا نکرده بودم ذهنیت‌سازی‌های بی‌شماری برای ما ایجاد کرده بودند اینکه غیر بهائیان اغیار هستند و نباید با غریبه‌ها ارتباط برقرار کرد، از روحانیون و مذهبی‌ها باید فرار کنیم. ما حتی در منزل خودمان اجازه ورق زدن کتاب‌هایی را که خارج‌شدگان از فرقه بهائیت تألیف کرده بودند، نداشتیم و این عین مغایرت با آزادی است، آزادی که بهائیت دم از آن می‌زنند. بهائیان به دنبال مطرح کردن خود در جهان هستند، به هر روشی له یا علیه‌شان فرقی نمی‌کند، همواره در رسانه‌های بیگانه و... می‌خواهند حرفی از آنها زده شود.»  «بهائیان افراد جداشده را پیش از انقلاب آزار و اذیت می‌کردند و امروز آنها را طرد می‌کنند تا تنبیه شوند.»

دفاع نوری زاد از بهاییت تا منافقین+سند

محمد نوری زاد که در دوران زندگی اش یا راه افراط را برگزیده و یا بر سبیل تفریط قدم گذاشته، پس از بارها اهانت به دین اسلام، مذهب تشیع، مراجع تقلید، مردم ایران و مسؤولان کشور به دفاع از منافقین پرداخت.
اخبار غیر خودی بنیاد حماسه دفاع؛محمد نوری زاد که در دوران زندگی اش یا راه افراط را برگزیده و یا بر سبیل تفریط قدم گذاشته، پس از بارها اهانت به دین اسلام، مذهب تشیع، مراجع تقلید، مردم ایران و مسؤولان کشور به دفاع از منافقین پرداخت.
محمد نوری زاد 7 سبتامبر 16 شهریور در فیس بوک خود با ارسال یک پیام به همدردی با منافقین! پرداخت. نوری زاد در این پیام که آشفتگی متن نشان از آشفتگی درون نوری زاد دارد، به دفاع از کسانی پرداخت که دستشان تا مرفق به خون مردم بيگناه آلوده است. نگارنده پیام برای منافقین این روزها حال خوشی ندارد. دفاع از بهاییت و انتشار اخبار دروغ دیدار با وزیر محترم اطلاعات نشان میدهد نوری زاد یک متهم سیاسی نیست بلکه او یک بیمار روانی است.
 
وي ادعا كرده پاسخ وزير اطلاعات ابتدا منفي بوده، اما بعداً خود ايشان براي ملاقات تماس گرفته است! نوری زاد در فیس بوکش نوشت: "من ازمدتها پیش تقاضای ملاقات کرده بودم کتباً. اما نمی دانم چرا پاسخ آقای "علوی" - یکی ازمسئولان دفتر جناب وزیر که تنها یکی ازاسمهای متداولش علوی بود و من اسمهایی چون کریمی و متقی و آقاسید و مجتبی نظری و میرفندرسکی نیزازاوشنیده بودم - منفی بود و امروز و فردا می کرد. آقای علوی زنگ زد و گفت: امروز ساعت یازده اینجا باشید. ومهربان ادامه داد: دم درسپرده ام که با اتومبیل داخل شوید. والتماسی کمرنگ با صدایش آمیخت که: خواهشاً نیم ساعت بیشترنشه" دروغگویی محمد نوری زاد از اینجا روشن میشود که رسم نیست میهمان اینگونه به وزارت اطلاعات و دفتر وزیر دعوت شود آن هم عتیقه ای مانند نوری زاد!! بررسی یک سال نوشته های نوری زاد نشان میدهد از روان پریشی زیادی برخوردار است.
 

نوری زاد چندی پیش نزد کودک بهایی رفت تا به گونه ای از فرقه ضاله و دست ساز انگلیس دفاع کرده باشد. چند روز پیش، سفر آقای مخلمباف به اسرائیل و حمایت وی از رژیم کودک کش صهیونیستی خیلی ها را متعجب کرد، با توجه به مواضع آقای نوری زاد به نظر می رسد، مقصد بعدی وی اورشلیم و بوسه بعدی هم به پای یک صهیونست باشد. محمد نوری زاد، با انتشار یادداشتی زیر عنوان "بوسه بر پای یک بهایی کوچک” به حمایت از فرقه بهائیت – فرقه ای که توسط صهیونیست ها ایجاد شده و در حال حاضر نیز مرکزیت آن در حیفا قرار دارد- پرداخته است.
 

نگاهی به ساختار تبلیغی بهائیت در حال حاضر!

 

اکنون که حدود 170 سال از تاریخ تشکیل منحوس بهائیت می‌گذرد شاهد آنیم که تشکیلات بهائیت همچنان ساختار جامعه خود را، حتی در ایران اسلامی، حفظ کرده و توانسته کودکان اعضاء جامعه بهائیت را تحت تعلیم و آموزه های خود قرار دهد و به حیات خود ادامه دهد.

tr.jpg - 15.22 Kbدیده‌بان؛ تجربه تاریخی تشکیل فرقه ضاله بهائیت موید آن است که جبهه استکبار توانسته است با استفاده از افراد ساده‌لوح و جاه‌طلب، فرقه‌ای ضاله و منحرف بوجود آورد. جاسوسان غربی با پر و بال دادن و آشنا‌سازی این افراد، با برخی از آموزه‌های شبه عرفانی مملو از مفاهیم راز آلود، زمینه‌های لازم را برای تربیت سرکرده فرقه فراهم میکنند و در پی آن کادرسازی و تزریق گسترده منابع مالی را نسبتاً منسجم جهت اجرای اهداف شوم خود به وجود می‌آورند و در فدم آخر ترکیب با هنجارهای بومی ـ میهنی را صورت می‌دهند تا فرقه‌ای تمام عیار مد نظر شکل گیرد.
بررسی تشکیلات بهائیت از آن جهت قابل تأمل است که به ما کمک میکند تا شیوه های غرب را در ظرفیت‌ سازی، جهت شکل گیری گروه‌های شبه عرفانی و انحرافی مذهبی، که به جریان‌هایی مانند بهائیت تبدیل میشوند را شناسایی نمائیم. این مسئله هوشیاری تمام مسئولان را در برخورد زودهنگام با موج اولیه نحله‌های شبه عرفانی میطلبد؛ تا مبادا به دلیل عدم شناخت جریانهای شبه عرفانی و با تلف شدن زمان، گسترش یابند که در این صورت هزینه‌های فراوانی بر جامعه و نظام اسلامی در بر خواهد داشت.
تشکیلات بهائیت، تشکیلاتی است چند‌چهره ای؛ چهره‌ای «صوری» مبتنی بر شعارهایی مزوّرانه و چهره‌ای «درونی»، که همانند دیگر فرقه‌ها، فشار معنوی و فیزیکی قابل توجهی بر اعضای خود وارد می‌آورد تا آنها را وادار به تمکین منویات بیت‌العدل کند.
استفاده از روش های تبلیغی جایگاه ویژه ای در ماهیت تشکیلات بهائی دارد، که شناخت روند تبشیر، همان شناخت ماهیت بهائیت می‌باشد. در این نوشتار سعی شده است برخی از فعالیت‌‌های جامعه بهائی ایران، در زمان حاضر بررسی شود و به شکلی مختصر ساختار تشکیلاتی مرتبط با فعالیت‌های تبلیغی نیز مورد اشاره قرار گیرد.


بخشنامه‌ها و دستور العمل‌های بیت‌العدل
بخشنامه‌ها یا هر متن تدوین شده در بیت‌العدل بعد از گذراندن مراحل تصویب به سه زبان فارسی، انگلیسی و عربی ترجمه شده و ابلاغ می‌شوند. تشکیلات بهائیت از میان ترجمه‌های مختلف، متن عربی را معتبر‌تر می‌شناسد که دلیل آن مقبولیت بیشتر نزد متدینین درکشورهای اسلامی بوده است. متن اصلی به نظر مشاوران قاره‌ای در کشورهای مختلف می‌رسد. به طور سنتی بهائیان ایرانی نقش مهمی در بررسی و ویراست آن بعهده دارند.
تشکیلات بهائیت به جهت تأثیر بیشتر بر مخاطب برای مردم مناطق مختلف فارسی‌زبان، ترک‌زبان و... مرسولات را به زبان خودشان می‌فرستد. برای اروپا و آمریکا متن انگلیسی و برای کشورهای خاورمیانه مانند عراق که دارای محفل ملی هستند بخشنامه‌ها به زبان عربی ارسال می‌شوند. این نکته قابل توجه است که بیت‌العدل اصرار دارد بخشنامه‌ها و متون مربوط به ایران به دو زبان فارسی و عربی ارسال شوند. تشکیلات بهائی دلیل این امر را اعتقاد ریشه‌دار مردم ایران به قرآن و داشتن غیرتی مقدس نسبت به زبان عربی عنوان می‌کنند و برای القای حس قدسیت از این مسئله سوء استفاده می‌کنند.
در فرآیندی سازمان‌یافته، بخشنامه‌های فرستاده‌شده به محافل رسمی کشورها، به محافل محلی تقسیم و توزیع می‌شوند و به تعداد محافل محلی آن کشور (پنجاه، صد‌، دویست یا بیشتر) تکثیر شده و توزیع می‌شوند. با سنجش شرایط و وضعیت حاکم بر هر محفل که به اصطلاح جامعه بهائی «حکمت» نامیده می‌شود هر یک از مراکز محلی اقدام به توزیع بخشنامه‌ها در جلسات عمومی بهائیان می‌کنند. رسمی‌ترین جلسه جامعه بهائیت «ضیافت 19 روزه» است و در این جلسات متون به تعداد توزیع شده و به وسیله افراد در جلسات خوانده می‌شود. طی آن ناظمین جلسات تبشیر منویات بیت‌العدل را بیان می‌کنند که در صورت لزوم توسط افراد زیر مجموعه توضیح داده می‌شود. جالب اینجاست که این توضیحات نیز واجب‌الاطاعه هستند و دلیل آن حفظ نظم و انسجام تشکیلات عنوان می‌شود!
محفل ملی هر کشوری مرکزی به نام «دفتر کل» دارد که در سلسله مراتب تشکیلات فرقه تعریف شده است، ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده است. راهکار‌ها، بخشنامه‌ها و تمامی دستور‌العمل‌های صادره از تشکیلات بین‌المللی که در واقع چراغ راه جامعه بهائی است، از طریق همین دفتر برای همه اعضاء لازم الاجراء می‌شود. از دیگر فعالیت‌های دفتر کل رفع منازعات است. هر زمان مشکل و مشاجره‌ای در خصوص موضوعات اجرائی پیش ‌آید اعضاء فرقه می‌باید به دفتر مراجعه کنند. بخشنامه‌ها به صورت کددار بایگانی می‌شود تا در مواقع لزوم محل مراجعه بوده و بر طبق آن حکم صادر شود. در مرحله بعد دستورات بر مبنای بخشنامه‌هایی که واجب‌الاطاعه می‌باشند به تشکیلات شهرستان و از آن طریق به هیئت‌های مختلف می‌رسند. محفل شهرستان موظف است تا هیئت‌های محلی را تشکیل دهد تا هر یک فعالیت‌های خاص خود را تحت نظر محفل محلی به انجام رسانند.


هیئت‌ها یا بازوان محافل
هیئت صیانت
وظیفه هیئت صیانت کنترل دائمی وضعیت قبل، حال و آینده افراد فرقه بهائیت است. هیئت می‌بایست ارتباطات افراد بهائی را به طور مداوم بررسی کند تا مشخص شود آیا نسبت به معتقدات فرقه دگر‌اندیش بوده یا مطیع محض هستند؟ میزان وابستگی و تعلقشان به فرقه بهائیت چگونه است؟ با بیانی ساده می‌توان گفت کارکرد اصلی هیئت صیانت حفظ افراد در درون ساختار تشکیلات است.
ترکیب اولیه هیئت صیانت توسط چند تن از جوانان شکل می‌گیرد. اعضای خادمین هر شهرستان از بین جوانان و جامعه بهائی زیر‌مجموعه خود تعداد سه یا پنج نفر را به عنوان اعضای هیئت صیانت انتخاب می‌کنند و به آنها ابلاغ می‌شود. آنها وظیفه دارند در حد امکانات، افراد را از مجالست و معاشرت با دیگران بر حذر دارند و اگر رفت و آمد و معاشرتی وجود دارد همواره سود فرقه در نظر گرفته شود و چنان پیش نرود که یک بهائی بدهکار شود یا چیزی را ببازد. سعی اعضاء هیئت همواره بر آن است تا ملاقات و رفتار‌های بهائیان را به نوعی تحت سیطره خود داشته باشد.
این نوع رفتار فرقه شبیه چیزی است که در کمپ اشرف، پایگاه منافقین روی داده است؛ نظیر آنچه اعضاء زن فرقه رحم خود را خارج کرده‌اند تا مبادا مشکلات عاطفی زمان بچه‌دار شدن، از عشق و علاقه افراد نسبت به سازمان بکاهد. در بهائیت نیز گاهی اوقات بنا به دستور محفل، دستوراتی مبنی بر طلاق یا ازدواج مصلحتی و حتی اینکه فرد با چه کسی ازدواج کنند صادر می‌شود که واجب‌الاتباع هستند. در بهائیت همه موضوعات حتی زندگی خصوصی افراد باید در راستای تحقق اهداف جامعه بهائی باشد. خاطرات نجات‌یافتگان بهائیت نشان می‌دهد اگر فردی بخواهد مستقل و خارج از چارت تشکیلات از خود قدرت تصمیم‌گیری، بخرج دهد فوراً و به انواع مختلف سرکوب می‌شود. وی را سلب نسبت کرده و سعی می‌کنند کاملاً احساس تنهائی کند تا قادر نباشد اقدامی انجام دهد و در نهایت مجبور شود زیر سلطه تشکیلات قرار گیرد حتی بعد از اینکه فردی از بهائیت جدا شود باز هم محافل وی را رها نمی‌کنند. به اشکال مختلف تهدید، تطمیع و‌... سعی می‌کنند وی را دوباره جذب کنند. این افراد همواره در مظان تنش و حوادث هستند. نجات‌‌یافتگان شهادت می‌دهند اصلاً بدین شکل نیست که محفل، امید خود را از دست بدهد. به نظر تشکیلات جذب هر نجات‌یافته، به هر دلیل یا شرایطی که از بهائیت جدا شده، برای بهائیت کارائی دارد. محافل در برهه‌های زمانی خاص این موضوع را به شدت دنبال می‌کنند. در بسیاری از موارد تشابه زیادی بین فرقه بهائیت و فرقه منافقین وجود دارد. اگر رؤسای تشکیلات دستور دهند تروری انجام شود با کمال میل انجام می‌دهند. عبد‌البهاء گفته است: «انقطاع انقیاد شما از بهائیت سبب روحانیت بیشتر شما می‌شود. اگر آنها دستور دادند مرا در دریا بیندازید حتی لحظه‌ای درنگ نکنید چون آنها صاحب عصمت کبری هستند.»  تنها فرقشان با منافقین در این است که منافقین رهبر خود را دارای عصمت کبری نمی‌دانند ولی بهائیان نه نفر اعضاء محفل در هر شهر را بری از هرگونه گناه تصور می‌کنند و خیال می‌کنند اعضاء بیت‌العدل عصمت کبری دارند.


هیئت جوانان
هیئت جوانان به منظور وادار کردن محافل همه جوانان به تعلیمات بهائیت، در سنین معین ‌تشکیل می‌شود. برنامه‌ریزی برای جذب جوانان به کلاس‌ها و پیگیری و سؤال در خصوص حضور آنها از خانواده‌ها، از جمله وظایف این هیئت می‌باشد. به عنوان مثال جوانی که دوست ندارد در جامعه بهائیت تحت تعالیم قرار گیرد شناسایی شده و وی را به روش‌های مختلفی جذب می‌کنند. جاذبه جنس مخالف از مهم‌ترین ابزارها در این عرصه است که در کنار دیگر مشوق‌ها و تهدیدات تلویحی استفاده می‌شود. اگر فرد مد نظر پسر باشد از دختران استفاده می‌کنند یا برعکس. تشکیلات به هر شکل ممکن جوانان را وادار می‌کند در جلسات هیئت جوانان شرکت کنند این جلسات در شهرستان‌ها دایر بوده و در آنها به جوانان تعلیمات خاصی داده می‌شود.


هیئت واجب التعلیمین
هیئت واجب التعلیمین جامعه بهائی، بر‌خلاف تمامی کارشناسان امور آموزشی در دنیا سن واجب التعلیم را 4 سال قلمداد می‌کنند در حالیکه در بیشتر سیستم‌های آموزشی 6 سال در نظر گرفته می‌شود ولی فرقه بهائی از 4 سالگی کودکان را تحت تعلیمات خاص فرقه قرار می‌دهد. همه افراد خانواده موظف هستند کودکانشان را برای کسب آموزش و تعلیمات ویژه به محل‌های تعیین شده بفرستند.
درس اجباری اخلاق
کلاس‌های درس اخلاق عمدتاً در روز جمعه برگزار می‌شود بچه‌ها در درس اخلاق دعا و مناجات بهائی می‌خوانند. به اصطلاح اعضاء فرقه، نص مبارک بهاء‌الله را حفظ می‌کنند و حتی نطق اجرا می‌کنند تا بتوانند قوت در کلام داشته باشند. شعرها در بیان اعتقادات بهائی سروده شده است. در کلاس معانی کلمات در شعر به آنها آموزش داده می‌شود.


تفتیش عقاید
تفتیش عقاید در فرقه بهائیت به انحاء مختلف به پیش می‌رود. تشکیلات بهائیت از جهات مختلف با اعضاء خود مانند یک فرقه رفتار می‌کند. کسانی که از فرقه جدا شوند را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد. از جمله این موارد گرفتن فرزندان یا والدین اعضای فرقه، از نجات یافتگان بهائیت می‌باشد.
رنج‌های جداشدگان نشان‌دهنده نوع رفتار این فرقه با اعضاء خود است یکی از نجات‌یافتگان از فرقه بهائی می‌گوید: «آنها در سن 15 سالگی افراد را برای انتخاب دین آزاد می‌گذارند، اما سؤال اینجاست کدام نوجوان 15 ساله که والدینش بهایی هستند و در صورت انتخاب دین دیگر مرتد شده و از جامعه بهائیت کنار گذاشته می‌شود چنین کاری را انجام می‌دهد. آنها در این سن موضوعی به نام «جستجوی حقیقت» را عنوان می‌کنند که در واقع چیزی جز تأکید بیشتر بر بهائیت نیست. هیچ بهائی حق و جرأت ندارد کتاب‌های رد بهائیت را بخواند. جلسات درس اخلاق در تشکیلات بهائیت به طور هفتگی و اجباری اداره می‌شود برگزار می‌شد. شما اگر دیا سه جلسه در این جلسات شرکت نکنی، هیئت صیانت درب منزل شما آمده و تذکر می‌دهد. زمانی که هنوز به دین اسلام گرایش پیدا نکرده بودم ذهنیت‌سازی‌های بی‌شماری برای ما ایجاد کرده بودند اینکه غیر بهائیان اغیار هستند و نباید با غریبه‌ها ارتباط برقرار کرد، از روحانیون و مذهبی‌ها باید فرار کنیم. ما حتی در منزل خودمان اجازه ورق زدن کتاب‌هایی را که خارج‌شدگان از فرقه بهائیت تألیف کرده بودند، نداشتیم و این عین مغایرت با آزادی است، آزادی که بهائیت دم از آن می‌زنند. بهائیان به دنبال مطرح کردن خود در جهان هستند، به هر روشی له یا علیه‌شان فرقی نمی‌کند، همواره در رسانه‌های بیگانه و... می‌خواهند حرفی از آنها زده شود.»  «بهائیان افراد جداشده را پیش از انقلاب آزار و اذیت می‌کردند و امروز آنها را طرد می‌کنند تا تنبیه شوند.»

فتنه 88، عامل و دلیل بسیاری از تحریم‌های ناجوانمردانه علیه ملت ایران شد

عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس شوراي اسلامي گفت: وقتی ما می گوییم فتنه، یعنی تحمیل تحریم های ناجوانمردانه علیه یک ملت مظلوم که عامل اصلی آن وقایع 88 بود، وقتی می گوییم فتنه یعنی فشار بر معیشت مردم آوردن، وقتی می گوییم فتنه یعنی توهین به مقدس ترین مقدسات این مردم یعنی عاشورای حسینی.
مهرداد بذرپاش در گفتگو با خبرنگار پارلماني باشگاه خبرنگاران، عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس شوراي اسلامي، گفت: ملت رشید ایران تجربه اتفاقات تلخ را مانند فتنه 88 در حافظه خود به خاطر دارند که چه ظلم هایی به مردم رفت.

وي ادامه داد: کودتای 28مرداد یادآور خاطره ای تلخ در ذهن نخبگان این ملت است که مثلث اوباش، نظامیان وابسته، بهائیت همگی آلت
دست بیگانگان بر این ملت ظلمی بزرگ روا داشتند. آیا میتوان به راحتی از این ظلم گذر کرد؟

وي با بيان اين مطلب که برخی مرتب می گویند در 88 هم یک سوءتفاهم بود دو طرف مقصر بودند و حالا باید همه چیز را کنار بگذاریم، تصريح کرد: وقتی ما می گوییم فتنه، یعنی تحمیل تحریم های ناجوانمردانه علیه یک ملت مظلوم که عامل اصلی آن وقایع 88 بود. وقتی می گوییم فتنه یعنی فشار بر معیشت مردم آوردن،. وقتی می گوییم فتنه یعنی توهین به مقدس ترین مقدسات این مردم یعنی عاشورای حسینی. وقتی می گوییم فتنه یعنی هتک حرمت به نوامیس مردم در کوچه و خیابان ها. وقتی می گوییم فتنه یعنی توهین به آن یار سفر کرده و پیر جماران.

وي ادامه داد: وقتی می گوییم فتنه یعنی خدای ناکرده زمینه سازی برای اتفاقاتی چون مصر که برادرکشی در یک کشور راه افتاده است. وقتی می گوییم فتنه یعنی نگرانی مادر شهید از پایمال شدن خون شهیدانش ، یعنی نگرانی این همه خانواده شهدا و ایثارگر که حاصل خون عزیزانشان در حال از دست رفتن است. وقتی می گوییم فتنه یعنی اختلافات میان برادر با برادر در این کشور یعنی کودتا علیه خواست
اکثریت.

بذرپاش اظهار داشت: فتنه یعنی کشور را چند سال به عقب بردن. آیا با این نکات که اتفاق افتاد کسانی که حرف فتنه بزنند افراطی و تندرو هستند؟ آیا می شود گفت دو طرف مقصرند؟ آن طرف چه کسی بود جز نظام مظلوم؟

وي بيان کرد: در حال حاضر اسنادی که خود سازمان سیا ارائه کرده و مستقیم بعد از 60 سال نقش امریکا را در آن وقایع به روشنی اعلام می کند، برای سال 88 هم چند سال بگذرد خواهند دید رسماً سرویس های جاسوسی اقدامات خود را در 88 اعتراف می کنند؛ آن وقت می توانیم بگوییم دو طرف مقصرند؛ اینست که ما می گوییم فتنه یک شاخص و ملاک است.

عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس شوراي اسلامي خاطر نشان کرد: مگر می شود در آن اتفاق بزرگ دست داشت و حال دلمان برای مردم بسوزد این نشدنی است؟ مگر می شود آن اتفاق بزرگ را نادیده گرفت و مرتب حرف از امام (ره) زد؟ مگر میشود این رنج بر مردم و معیشت مردم را به دلیل تحریم ها دید و نظاره کرد که دلیل اصلیش آن اتفاق بود و حال مرتب دم از مردم زد. به نظرم این امری محال است الا عوامفریبی.

آيت‌الله مدني؛ از مجاهدت‌هاي انقلابي تا فروش کتاب براي خريد اسلحه شهيد نواب

 

آيت‌الله مدني كه از اساتيد حوزه‌ نجف بود، پس از مطلع شدن از مبارزات نواب صفوي، عليه اين فرقه و عدم هزينه‌هاي لازم از سوي اين شهيد براي مبارزه، با فروش كتاب‌هاي خود كمك بزرگي را به نواب صفوي در مبارزات اسلامي مي‌كند. به گونه‌اي كه دوستانش مي‌گويند، اسلحه‌ نواب از پول كتاب‌هاي شهيد آيت‌الله مدني بود.
باشگاه خبرنگاران، "حضرت آيت‌الله سيد اسدلله مدني" مجاهد انقلابي، علي‌رغم تحمل مشقت و رنج فراوان در زندگي از دوران كودكي تا پيري خود پس از سال‌ها مجاهدت و فداكاري براي انقلاب و اسلام مورد حمله دشمنان اسلام و انقلاب قرار گرفت و در بيستمين روز از شهريور ماه سال 1360 در محراب عبادت در تبريز به دست منافقي كوردل به آرزوي ديرينه خود كه شهادت بود نائل شد.


تولد و دوران تحصيل

شهيد "آيت‌الله سيد اسدالله مدني" در يكي از روزهاي سال 1293 هـ. ش.(1323هـ.ق.) در دهخوارقان (آذرشهر) در خانواده‌اي مذهبي ديده به جهان گشود. و عشق و ارادت پدرش به "امير مؤمنان علي (ع)" او را بر آن داشت تا براي فرزندش يكي از القاب آن حضرت يعني (اسدالله) را نام بگذارد. وي با از دست دادن مادر و پدر خود در سنین چهار و 16 سالگي دوران كودكي را با رنج و سختي به پايان رساند و بعدها توانست خدمات گرانقدري را به اسلام و مسلمين ارائه كند.


سيد، در كنار سامان بخشيدن به وضع معيشتي خانواده، با پشتكاري به تحصيل علوم ديني پرداخت و زماني كه سيد براي تحصيل علم تصميم به هجرت گرفت، اسلام و روحانيت از سوي "رضاخان پهلوي" و "روشنفكران غربگرا" روزگار سختي را مي‌گذراندند، لذا عرصه تلاش براي تبليغ احكام و ارزش‌هاي اسلام تنگ‌تر و سيد در چنين روزگاري حجره بزازي پدر را رها كرد و با رنج و محنت غربت به قصد كسب علم، به شهر مقدس قم جهت تحصيل علوم ديني عزيمت كرده و پس از گذراندن مراحل مقدماتي، از محضر اساتيد بزرگ فقه و اصول و فلسفه چون مرحوم "آيت‌الله حجت كوه كمري(ره)" و "آيت‌الله سيد محمد تقي خوانساري" (ره) و  "امام خميني" قدس سره حضور يافت.



اجتهاد و تحصيل در نجف اشرف

سيد آيت‌الله مدني، پس از مدتي بعد از مهاجرت به نجف اشرف در حوزه علميه‌ي اين شهر، در كنار تكميل تحصيلات عالي خويش، تدريس در سطوح مختلف را آغاز و در اندك زماني، توانست جزو اساتيد معروف حوزه علميه‌ي نجف اشرف به شمار آيد و همچنين موفق به اخذ درجه اجتهاد از سوي مراجع بزرگ از جمله "آيت‌الله حكيم" در نجف، "آيت‌الله حجت كوه كمري" در قم و "آيت‌الله خوانساري"شد.


"راستي كاشاني" كه در آن زمان از دوستان نزديك وي به شمار مي‌رفت در توصيف مقام علمي آيت‌الله مدني چنين مي‌گويد:‌ در آن ايام كه ما در خدمتشان بوديم مراحل اجتهاد را طي كرده و مشغول تدريس دروس مختلف بودند و از درس وي محصلين زيادي استفاده مي‌كردند، به گونه‌اي كه در نجف از همه درس‌ها، ‌درس ايشان پرجمعيت‌تر بود، ‌و شاگردانشان با يك عشق و علاقه خاصي در درس ايشان شركت مي‌جستند.


تقوا و روح پيراسته او هرگز اين اجازه را به وي نمي‌داد كه او را (آيت‌الله) خطاب كنند و به اطرافيانش مي‌گفت: ‌شما چه حجتي داريد كه به من آيت‌الله مي‌گوييد؟! و يا حتي در زماني كه در شهر نجف مشغول فعاليت بود، عده‌اي از وي خواستند تا رساله‌اي را بنويسد كه با محالفت از سوي آيت‌الله مدني مواجه شدند چرا كه معتقد بود كه مرجعي چون حضرت آيت‌الله خميني(ره) وجود داشت كه همه بايد همه از ايشان تقليد مي‌كردند.


مبارزه با فرقه استعماری بهائیت و طاغوت

در زماني كه رضاخان و عوامل داخلی استعمار برای سرکوب اسلام  زمینه فعاليت‌هاي فرقه‌های ساختگی از جمله "بهائيت" را فراهم كردند، آیت‌اللّه مدنی از جمله مجاهداني بود كه نخستین فعّالیّت سیاسی و اجتماعی خود را در ستیز با فرقه گمراه بهائیت قرار داد و و مبارزات ضد بهائيت را تشديد كرد و تا آنجا که در زمانی کوتاه، سرمایه‌داران بهایی در آذربایجان و اطراف تبریز، بعضی از کارخانه‌های برق را در دست گرفتند و وي پس از آگاهی از وضع موجود، با سخنرانی‌های افشاگرانه و تحریم برق تولیدی آن کارخانه‌ها و منع خرید و فروش با این فرقه گمراه، دست زد و سرانجام شهر مذهبی آذرشهر را از نفوذ و وجود استعمارگران غربي پاک كرد.


اسلحه‌ نواب از پول كتاب‌هاي شهيد آيت‌الله مدني بود

هنگامي كه "شهيد نواب صفوي" در نجف اشرف به فكر مبارزه با كسروي‌گري افتاد، آيت‌الله مدني كه از اساتيد حوزه‌ نجف بود، پس از مطلع شدن از مبارزات نواب صفوي، عليه اين فرقه و عدم هزينه‌هاي لازم از سوي اين شهيد براي مبارزه، با فروش كتاب‌هاي خود كمك بزرگي را به نواب صفوي در مبارزات اسلامي مي‌كند. به گونه‌اي كه دوستانش مي‌گويند، اسلحه‌ نواب از پول كتاب‌هاي شهيد آيت‌الله مدني بود.


وي همچنين با مسافرت‌های تبلیغی در داخل و خارج از کشور، چهره منفور طاغوت را بر همگان آشکار و برای احیای دین مقدّس اسلام از شهادت هراسی نداشت.




پيشتازي آيت‌الله مدني در مبارزه با طاغوت

آيت‌الله مدني، در حوزه علميه‌ نجف، در كنار فعاليت‌هاي علمي، لحظه‌اي از فعاليت‌هاي سياسي غافل نبود و همواره در مسائل سياسي و مبارزات عليه طاغوت، پيشگام و پيشتاز بود و در دوران زمامداري "جمال عبدالناصر"، در رأس هيأتي از علما و فضلاي نجف، براي افشاي رژيم طاغوتي ايران به مصر سفر كرد و در اعتراضات و حركات عظيم مردم در سال 1342 به رهبري "حضرت امام خميني(ره)" در جهت سرنگوني رژيم طاغوت، نخستين كسي بود كه در نجف به نداي امام لبيك گفته و با تعطيل كردن كلاس‌هاي درس خود در نجف و تشكيل مجالس سخنراني، در جهت افشاي چهره‌ي پليد رژيم مزدور پهلوي گام برداشت و از زمان تبعيد حضرت امام به نجف، همواره يار و ياور امام بود.


فعاليت‌‌ها و مبارزات آيت‌الله مدني در شهرهاي ايران

آيت‌الله مدني حركت تبليغي خود را در سال‌هاي 1341 تا 1351 از روستاي دره مرادبيك همدان براي پياده كردن برنامه‌هاي اصلاحي آغاز و تا سال‌ 1354 در خرم‌آباد، سال 1356 گنبد كاووس، سال 1357 در بندر كنگان و  مهاباد به فعاليت‌هاي خود ادامه مي‌داد و آنچه مسلم بود، اينكه در اين مدت زمان اين عالم مجاهد به هر جا قدم مي‌گذاشت، روح انقلاب و مبارزه را به همراه خود به آنجا وارد مي‌كرد و در سخنراني‌هاي خود، همواره مردم را به بيداري و قيام دعوت مي‌كرد.
 
تا جايي‌كه در سال 1341، زماني كه رژيم شاه با تبليغات گسترده خود قصد برگزاري رفراندم به اصطلاح انقلاب سفيد را داشت، آيت‌الله مدني سخنراني تندي عليه انتخابات انجمن‌هاي ايالتي و ولايتي ايراد و و مردم را نسبت به عواقب شوم آن آگاه ساخت.

حتي در سخنراني  خطاب به مردم همدان اعلام مي‌كند كه(اگر اين انتخابات ملغي نشود ،در روز قيامت، شما مسئول هستيد و بايد با علماي قم همكاري كنيد). كه همين اقدامات وي باعث مي‌شود كه ساواك منطقه طي نامه‌اي از رياست ساواك مرکز درخواست عدم ورود مجدد آيت‌الله مدني از نجف به ايران  را داشته باشد. اما ساواك مركز به خاطره نداشتن مجوز براي جلوگيري از ورود وي، با اين پيشنهاد موافقت نكرد اما دستور كنترل اعمال و رفتار وي را مي‌دهد.

خدمات و فعاليت‌هاي آيت‌الله مدني

آيت‌الله مدني در كنار فعاليت‌هاي مبارزاتي خود، خدمات ارزنده‌اي همچون مدرسه‌اي ملي تحت عنوان مدرسه‌ ديني در روستاي دره’مراد بيك، مدرسه‌ علميه در همدان، مسجد چهلستون، تأسيس صندوق قرض‌ا‌لحسنه مهديه و ساخت درمانگاه مهديه و دارالايتام مهديه داشته  و از خود به يادگار گذاشته است.



در سال 1357 بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسي، از طرف مردم همدان به نمايندگي انتخاب و سپس در كوران مشكلات و آشفتگي اوضاع همدان از سوي امام با اختيارات کامل به امامت جمعه اين شهر منصوب شد.


عزيمت به تبريز به حكم امام خميني(ره)

بعد از به وجود آمدن اختلافات در شهر تبريز، ياران انقلاب تصميم گرفتند با آوردن آيت‌لله مدني به تبريز، موقعيت جناح انقلاب و خط امام را تقويت كنند. آنان اين پيشنهاد را به محضر امام تقديم و امام امت طي حكمي آيت‌الله مدني را روانه تبريز كردند. وي در سر وسامان دادن به اوضاع سياسي و اجتماعي تبريز تلاش مخلصانه‌اي كرد و آنگاه براي ادامه خدمت به شهر همدان بازگشت.

وي در تبريز با معضل بزرگ «حزب خلق مسلمان» كه جريان‌هاي مختلف تحت پوشش آن به مبارزه با انقلاب پرداخته بودند، مواجه شد و  سخت‌ترين روزهاي آيت‌الله مدني را مي‌توان ايامي خواند كه او در ميان آشوب حزب خلق مسلمان قرار گرفت. در جريان اين غائله‌ي خطرناك، آيت‌الله مدني از جانب همين گروه ضد انقلابي بارها مورد تهديد قرار گرفت. آنها جايگاه نماز جمعه را به آتش كشيدند و از برگزاري نماز جلوگيري كردند، اما وي در روز جمعه كفن پوشيد و پيشاپيش جمعيت حركت كرد و گفت «تا من زنده‌ام و در اين شهر نماينده امام هستم نماز جمعه را برگزار مي‌كنم».


 

شهيد مدني در تقويت روحيه رزمندگان اسلام از طريق دعا و نيايش با شركت در جبهه‌هاي نبرد، مشوق رزمندگان اسلام بودند و علي‌رغم ميل باطني خود براي حضور مستقيم براي جنگ در جبهه‌ها، حضرت امام خميني(ره) هيچ وقت اجازه نمي‌دادند كه آيت‌الله مدني سنگر تبريز را رها كنند و به جبهه بروند.

شهادت اولين شهيد محراب

 فعاليت‌هاي شهید والامقامآيت‌الله اسدالله مدني ادامه داشت تا اينكه سرانجام در زندگي سراسر درد و رنج و مبارزه و به دليل آشكارسازي ماهیت پلید لیبرال‌ها و منافقین کوردل براي مردم، هدف کینه دشمنان قرار گرفت و در نيمروز جمعه بيستم شهريور ماه سال 1360 در محراب عبادت در تبريز به دست منافقي كوردل بر اثر انفجار نارنجك به آرزوي ديرينه خود كه شهادت بود، نائل شد.

کودتای «حاشیه» علیه «متن»!



هفته‌نامه «متن» به مدیرمسئولی «علی پورمحمدی» که مهر 1391 در آستانه شکل‌گیری رقابت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری با استخدام تیمی از خبرنگاران مجلة «همشهری ماه» به راه افتاده بود عملاً تعطیل شده است و به جای آن یک ضمیمة غیرقانونی به نام «حاشیه» (بدون درج نام مدیرمسئول) منتشر می‌شود!

این هفته‌نامه که هدف مدیرمسئول آن از انتشارش حمایت از کاندیداتوری برادرش در انتخابات بود، اکنون با چاپ این ضمیمه غیرقانونی رویکردی فرصت‌طلبانه را برگزیده است؛ تا جایی که در پی تبرئه سران فتنه و زمزمه بازگشت آنان به قدرت است. هفته گذشته نیز «مسعود بهنود» در BBC فارسی به معرفی این مجله پرداخت و حتی روش آن در تطهیر «سیدمحمد خاتمی» را ستود!

نخستین شماره‌های هفته‌نامه تعطیل شده «متن» با هدف نزدیک شدن به اردوگاه‌ شبه روشنفکران و جذب آراء این قشر برای کاندیدای مورد نظرش منتشر شد و مقالاتی را از «سیدحسین نصر» (رئیس دفتر سابق فرح پهلوی)، «ناصر فکوهی» (از مترجمان سکولار)، «احمد میراحسان» (از اعضاء گروهک تروریستی پیکار)، «کامران ]رضوان الله[ فانی» (نویسنده متهم به بهائیت)، «محمدعلی سپانلو» (عضو کانون منحله نویسندگان) و... منتشر کرد، اما «متن» به تدریج تبدیل به یک «مجله زرد» شد و در مدت زمان کوتاهی به دلیل استفاده از تیم‌های مطبوعاتی اصلاح‌طلبان به دام «شارلاتانیسم مطبوعاتی» افتاد.

 این نشریه در کنار چاپ گزارش‌هایی از دعواهای ساختگی در عالم فوتبال و سینما و...، برای افزایش تیراژ خود دست به «جعل گفتگو» با چهره‌های سیاسی و فرهنگی زد و این رویه نیز اعتراض‌های زیادی را برانگیخت؛ هرچند که هفته‌نامه «متن» برخلاف ادعاهای خود هیچ گاه حاضر نشد تکذیبیه‌های این چهره‌ها را منتشر و گفتگوهای ساختگی خود را تکذیب کند.

یک هفته پیش از برگزاری مراسم تحلیف رئیس‌جمهور روحانی، هفته‌نامه «متن» دست به اقدامی شگفت‌انگیز زد که استقبال سریع تلویزیون BBC فارسی را به همراه داشت. این نشریه که دست‌اندرکاران آن در ابتدا هدف خود را حمایت از «جبهه متحد اصول‌گرایان» القاء می‌کردند، با چاپ ضمیمه غیرقانونی «حاشیه» هدف‌گیری علیه متحدان سابق خود را آغاز کرد و به نشر مقالاتی از «سعید لیلاز» (تحلیلگر اقتصادی وابسته به حزب کارگزاران)، «مسعود مهرابی» (مدیر ماهنامه فیلم و کاریکاتوریست روزنامه صهیونیستی آیندگان) و دیگر چهره‌های تجدیدنظرطلب پرداخت.

ضمیمه غیرقانونی «حاشیه» همچنین گزارش تیتر یک خود را به بررسی «موقعیت سیاسی کنونی سیدمحمد خاتمی» اختصاص داد و در آن با ادبیاتی از موضع اپوزیسیون خارج کشور مدعی شد که این کارگزار فتنه توانسته است «همچنان معتبر و محبوب باقی بماند» و حتی پا را از این نیز فراتر گذاشت و نوشت «محبوبیت سیاسی او به گونه‌ای است که مخالفان درونی و پیرامونی خاتمی خلع سلاح می‌شوند.»(!)

اما کار به اینجا ختم نشد و وقتی ضمیمه غیرقانونی هفته‌نامه «متن» روز شنبه (12 مرداد 1392) همزمان با مراسم تنفیذ ریاست جمهوری به روی دکه‌ها آمد یک تیتر قابل تامل داشت: «احمدی! بای بای!» این‌بار نشریه‌ای که می‌خواست مدافع یکی از کاندیداهای جبهه اصول‌گرایان در انتخابات 1392 باشد و مدیرمسئولش در جلسات مختلف از سوابق تحصیلی خود در یکی از موسسات ارزشی برای اثبات صلاحیتش مایه می‌گذاشت، یک صفحه کامل را به اثبات فرضیه و بازنشر یکی از گزارش‌های خبرگزاری انگلیسی «رویترز» اختصاص داد که در آن همه دستاوردهای دولت‌های نهم و دهم نادیده گرفته شد و القاء می‌کرد که شعار «احمدی! بای بای!» 4 سال است که بر سر زبان‌هاست!

گفتنی است برابر قانون مطبوعات انتشار ضمیمه‌های مطبوعاتی مانند ضمیمه «حاشیه» متعلق به هفته‌نامه «متن» غیرقانونی است و «هیئت نظارت بر مطبوعات» موظف است از انتشار آنان ممانعت کند؛ خصوصاً ضمیمه‌ نشریه‌ای که متعلق به برادر رئیس سازمان بازرسی کل کشور است و علی‌القاعده به جهت این انتساب باید در رعایت قانون پیشگام باشد، اما از موازین قانونی چه در محتوا و چه در تشریفات حقوقی انتشار نشریه عدول کرده است؛ خصوصاً اینکه هفته‌نامه اصلی (متن) را تعطیل و یک ضمیمه (حاشیه) را بدون درج نام مدیرمسئول جایگزین آن نموده است.

مراقب ترفندهای جذب بهائیان باشیم

 

" سیر نیوز " : یکی از مهمترین مواردی که سران فرقه ضاله بهائیت برای ادامه حیات خود آنها را سرلوحه کار قرار داده اند راههای جذب افراد برای کشیده شدن به کیش این فرقه است و مهمترین راههای که آنان برای این منظور استفاده می کنند دوست‌یابی ، ارتباط با اعضای تیم‌های ورزشی ، دانشجویان ، ایجاد سازمان‌های مردم ‌نهاد(NGO) وداشتن رابطه با همسایگان است.

البته شیوه های تبلیغی تشکیلات بهائیت بر اساس تجارب جهانی آنها انجام می گیرد و آنها بر اساس قشرشناسی و متناسب با هر فرد و هر تفکر امر تبلیغات را در پیش می گیرند.  بهائیان برای عضو گیری از محیط های کاری ، آموزش‌های تبلیغی ، آداب اجتماعی ، فعالیت های روستائی و فعالیت‌های توسعه اجتماعی بهره می برند.
تبلیغات در بهائیت از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است به گونه ای که اگر تبلیغ را از این تشکیلات جدا کنند ، رگ حیات بهائیت خشکیده می شود ، به طور مثال در پیام بیت‌العدل در 26 ژوئن سال 2006، شدیداً تاکید به تبلیغ شده و تا آنجا پیش رفته که به اعضای بهائی گوشزد می‌کند «اگر در تبلیغ سستی کنید رگ حیات تشکیلات قطع می‌شود در هر صورت باید تبلیغ کرد ولی با سیاست، اگر تبلیغ آشکار ممکن نشد در پنهان به جذب بپردازید».
بهائیان بیشتر با افرادی که از نظر اعتقادات دینی سست و ضعیف هستند ارتباط می گیرند و با برخورد اخلاق حسنه که در بهائیت یک دستور تشکیلاتی است ارتباط دوستانه را کلید می زنند ، نوک تیز پیکان تبلیغ بهائیت آداب اجتماعی و ارتباط دوستانه در جامعه است. آنها با روابط دوستانه‌ای که ایجاد می کنند اعتماد افراد را که آگاهی کمتری نسبت به مسائل دینی دارند به خود جلب می‌کنند و بعد با این روابط کم‌کم ایراداتی که جامعه نسبت به آموزه‌های بهائیت وارد نموده است را با توجیهاتی پاسخ می‌دهند.
در استانهای مرزی و دیگر شهرستان‌ها، ردپای مبلغین بهائی به چشم می خورد. از آنجا که روستائیان نسبت به آموزه های دینی از تعصب بیشتری برخوردارند، مبلغین بهائیت با تدبیر بیشتری عمل می‌کنند یعنی در بدو ورود به آنها خدمات می‌دهند و بعد وارد گفتگوی سطحی با آنها می‌شوند و بعد که ارتباط دوستانه‌تری را با آنها بر‌قرار کردند، عقاید خود را در پس شبهات دینی به آنها القا می‌کنند و از آنجا که قشر روستایی جهت برطرف نمودن شبهات خود دسترسی به روحانیت، کتاب و یا رسانه‌ای مطمئن ندارد، مجبور به خواندن کتبی می شوند که توسط مبلغین بهائی در اختیار آنها گذاشته شده است.
بهائیان به تمام فضاهای تبلیغی خود به صورت کمی و کیفی نگاه می کند و عمدتا در شهرستانها، روستاها، دانشگاه، سینما و پارکها فعالیت دارند. تشکیلات بهائیت شاید در دانشگاه بتواند یک نفر را جذب و در فعالیت‌های حقوق بشری و یا سیاسی در ضدیت با نظام درآورد که این امر ارزشش از جذب افراد در روستاها برایشان بیشتر است. یکی دیگر از فضاهایی که بهائیت بر آن انگشت گذاشته است، ورود به تیمهای ورزشی و باشگاهی است؛ باشگاه‌های ورزشی، از مهم‌ترین مکان‌ها برای نفوذ در میان جوانان می‌باشد. تفاوت این نوع فعالیت با فعالیت دوست‌یابی در نحوه و اجراءآن می‌باشد. در دوست‌یابی محور تبلیغ، «فرد با فرد» است، ولی در محافل ورزشی سعی تشکیلات فرقه بر این است، تا با نفوذ افراد بهائی در یک تیم یا یک ورزشگاه، محل خاصی را تبدیل به پایگاه تبلیغ بهائیت کنند.
یکی از دستورات تشکیلاتی برای پیروان بهائیت در ارتباط با همسایگان است و برای آنها مسلمان و غیرمسلمان فرقی نمی کند و از بین همه افراد با هر دینی دست به جذب می‌زنند. یکی دیگر از فعالیتهای اجتماعی آنها حضور فعال در مشارکتهای شهری است تا در محل‌های سکونت خود نقش آفرین باشند. در این قبیل امور، از مبلغین بهائیت خواسته می‌شود، برای آنکه وجهه اجتماعی مؤثری در محل خود پیدا کنند اقداماتی از قبیل ذیل را در دستور کار خود قرار دهند: مشارکت فعال در امور محله در طی درخواست از شهرداری های هر منطقه، جهت تهیه سطل‌های زباله و یا گُل‌کاری کوچه ها و خیابان ها و از این قبیل فعالیت ها که توسط افراد فرقه در مناطق مختلف کشور صورت می گیرد، تهیه بروشور برای حفاظت محیط زیست و ضرورت محافظت از آن و توزیع در سطح شهر، بازسازی مناطق بهایی نشین.
وی تأکید کرد: فعالیت‌های توسعه در محله و کوچه، باعث جلب توجه همسایگان شده و تصویری مطلوب از فرد در ذهن همسایه‌ها پدید می‌آورد. مبلغین بهائیت در این مرحله از بروشورهای مخصوص خود استفاده می کنند. و در نتیجه، مرحله اول ارتباط، مرحله دوم اعتماد و در نهایت آشناسازی و تبلیغ مستقیم آغاز می‌شود. فعالیت در حوزه پارک‌ها و سینماها، فعالیتی مکمل شناخته می‌شود که در کنار فعالیت‌های دیگر در جهت تکمیل آنها مورد استفاده قرار می‌گیرد. تجربه فعالیت بهائیان در پارک‌ها نشان داده است که از هر 20 نفر سوژه هدف، تنها یک نفر جذب کامل شده و دورۀ «طرح روحی» را می‌گذراند. زیرا درجه اعتماد و عمق دوستی، در پارک‌ها به کندی پیش می‌رود و به جهت ایراد شبهات مناسب می‌باشد.
عدم آگاهی، دین گریزی، سستی در باورهای دینی، رفع مشکلات مالی، سوء استفاده افراد و... است به این معنی که برخی برای گرفتن اقامت در خارج، یا ارتباط جنسی آزاد و یا رفع مشکلات مالی جذب بهائیت می شوند. بهائیت با جمع آوری افراد بی خانمان به آنها امکانات زندگی می دهد و پس از مدتی به عنوان مبلغ به دل جامعه می فرستد.
NGO یکی از بهترین بسترهای پوششی برای فعالیت تشکلات بهائیت است. فعالیت‌های بهائیان در قالب این قبیل سازمان‌ها، پوششی مناسب برای تمامی فعالیت‌هایِ دیگر تبلیغیشان است. فعالیت‌های تبلیغی و جذبی، فعالیت‌های توسعه اجتماعی و اقتصادی می‌تواند در این قالب ساماندهی شود. در واقع بستر چنین سازمان‌هایی ظرفیت مناسب و ایده آلی برای فعالیت‌های جامعۀ بهائی است. برخی از فعالیت های این بخش: تهیه و پخش بروشورهای مختلف در جامعۀ هدف، تشکیل کلاس‌های سوادآموزی از طریق NGO و در لوای این پوشش تبلیغ آموزه های فرقه. از این دست NGOها در بسیاری از نقاط مختلف کشور تشکیل شده و مشغول به فعالیت های خود هستند.
با راه اندازی مهد کودک به ویژه مهد کودک های استثنایی که جذابیت و توجه بیشتری ایجاد می کند، دست به جذب می زنند و یا مراکزی برای افراد بی سرپرست و کودکان خیابانی راه اندازی می کنند و وقتی این افراد را تحت پوشش خود قرار دادند  پس از چند سال به عنوان یک مبلغ  به جامعه می فرستند. این تشکیلات به صراحت اذعان نموده است که هدف اصلی از این امر، ایجاد پایگاه‌های دائمی و مستحکم می‌باشد تا بعد از مدت نسبتاً طولانی به فعالیت تبلیغی مؤثری تبدیل شود. جامعۀ بهائی از اینگونه تبلیغ، ثمرات بسیاری دیده ‌است و همواره آن را مد نظر قرار داده است.
در طرح برنامه جامعۀ بهائی، در یکی از شهرستان‌ها آمده است: «چون این کودکان نیازمند محبت هستند از طریق «یکپارچگی» و «وحدت»، می‌توان داخل قلب آنها نفوذ کرد و خانواده‌های آنها را تقدیم حضرت بهاء‌الله نمود و سپس آنها را به گروه‌های مطالعه، بعد از مدت طولانی دعوت نمود.»

رفت و آمد آزادانه بهائیان متوارى به کشور

 

عوامل بهائیت که بعد از گرفتن دیپلم به‏طور غیرقانونى به خارج رفته و پناهندگى اجتماعى یا مذهبى اخذ کرده بودند...
رفت و آمد آزادانه بهائیان متوارى به کشور

برخى عوامل بهائیت که به‏طور غیرقانونى به خارج رفته و پناهندگى اجتماعى یا مذهبى اخذ کرده بودند، پس از گذشت چند سال از اقامت در خارج کشور، به‏راحتى از طریق مرز هوایى وارد کشور شده و بعد از تجدید دیدار با خانواده و اقوام و خویشان، به خارج از کشور مراجعت می‌کنند.

حدیدنیوز، برخى عوامل بهائیت که بعد از گرفتن دیپلم به‏طور غیرقانونى به خارج رفته و پناهندگى اجتماعى یا مذهبى اخذ کرده بودند، پس از گذشت چند سال از اقامت در خارج کشور، به‏راحتى از طریق مرز هوایى وارد کشور شده و بعد از تجدید دیدار با خانواده و اقوام و خویشان، به خارج از کشور مراجعت می‌کنند. برابر ابلاغیه وزارت امور خارجه دولت دهم به نمایندگى‏هاى خارج کشور و رونوشت به اداره گذرنامه نیروی انتظامی «هر ایرانى که یکى از مدارک هویتى، شامل گذرنامه، شناسنامه، کارت ملى و... را در اختیار داشته باشد و به نمایندگى‏هاى ایران ارائه نماید، مى‏تواند با اخذ ویزا و اقامت در ایران به مدت یک سال به کشور مراجعت کند.»

با استفاده از فضاى به‏وجود آمده، ورود عناصر بهائیت که پیش از این غیرقانونى به خارج رفته و حتى با عنوان بهائیت در سازمان ملل همکارى داشته‏اند، به‏راحتى و بدون هیچ واهمه‏اى به ایران صورت مى‏گیرد.

در خصوص مشکل نظام وظیفه این افراد که غایب محسوب مى‏شوند نیز هیچ برخوردى از سوى ناجا صورت نگرفته و تفسیر به استناد بخشنامه وزارت خارجه صورت مى‏گیرد و بدون پرداخت هیچ غرامتى، این افراد گذرنامه خود را اخذ و به ایران مراجعت کرده و پس از دیدار با اقوام و حتى جاسوسى براى دشمنان نظام، با امکانات همین مرز و بوم به محل سکونت خویش بازمى‏گردند.

در توجیهات قبلى مسؤولان ناجا(نظام وظیفه) آن‏ها از عملیاتى‏ کردن پرونده عناصر فرارى از خدمت، حتى در داخل و بعضاً خارج‏نشین طفره مى‏روند.

صدور برخى دستورالعمل‏ها، زمینه تسهیل تردد و تقویت ارتباطات عناصر بهائى داخل و خارج را فراهم ساخته، شرایطى را براى سرویس‏هاى جاسوسى فراهم مى‏کند تا بتوانند اهداف شوم خود را تعقیب کنند، لذا با توجه به سابقه عناد این عناصر با نظام، ورود خصمانه آن‏ها در فتنه ۸۸ و فضای اعتدال، ضرورى است محدودیت‏هاى بیشترى در خصوص تردد این عناصر فراهم آید.

نگاهی به مقابله امیر وطن دوست و قهرمان ملی ایران با فرقه بهائیت

 

 

به راستی اگر بناست که جان و مال کسی حفظ شود، اولویت با ایران و ایرانی است یا اعضای فرقه ای که آتش بیار معرکه جنگ و کشتار ایرانیان است؟ چرا باید برای کسانی تأسف خورد که کشتار زنان و کودکان ایرانی را برای رسیدن به قدرت مباح می شمارند و لحظه ای از توطئه و جنایت علیه ایران فرو گذار نیستند؟!

ایران دیدبان:شاید این نوشتار برای کسانی که این روزها هلاکت تعدادی از اعضای فرقه رجوی در اردوگاه اشرف را به دلائلی محکوم کردند، گزنده و تلخ باشد، اما در برابر تلخی و گزندگی موضع گیری آنان، با وجود آگاهی شان به عمق خباثت و رذالت فرقه رجوی و وطن فروشی های این فرقه که این روزها به اوج خود رسیده است، ناچیز است.

لابد آنان برای احترام  به حقوق بشر چنین موضعی گرفته اند ویا به پاسداشت دوستی های دیرینه ! غافل از آن که دوستان دیرینه شان ابزار دست جنایتکار قدرت پرستی شده‌اند که ذره ای احترام به قانون در وجود وی نیست، اندرکار غدر و خیانت و توطئه و قتل است و از خون ایرانیان امرار معاش می کند، با چنین فرقه ای که ذره ای برای انسانیت ارزش قائل نیست و زبان قانون نمی فهمد چه باید کرد؟

در زیر بخشی از نامه آقای عبدالله شهبازی پژوهشگر ارزنده کشورمان را خطاب به محمدنوری زاد می خوانیم که چندی پیش نوشته ای را در دفاع از بهائیت نوشته بود :

« آیا بهائیان فرقه‌ای از دگراندیشان دینی هستند که به دلیل عقاید خود، که مغایر با عقاید غالب دینی مردم است، در طول موجودیت خویش از سوی جامعه ایرانی و حکومت‌های وقت (قاجاریه، پهلوی و جمهوری اسلامی) بناحق مورد آزارهای شدید قرار گرفته‌اند و ایرانیان باید از این بابت شرمسار باشند؟...

شورش‌های بابیان اوّلیه در نخستین سال سلطنت ناصرالدین شاه و صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر، خوش‌نام‌ترین وزیر تاریخ معاصر ایران، در کنار شورش‌های بزرگ و کوچک محلی که اندکی پیش یا پس از مرگ محمد شاه (6 شوال 1264/ 4 سپتامبر 1848) سراسر ایران را فراگرفت، و بزرگترین‌شان شورش محمدحسن خان سالار در خراسان بود، بخشی از سناریوی ایجاد آشوب در ایران با هدف متزلزل کردن حکومت مرکزی بود. امیرکبیر با تدبیر یا سرکوب قاطع این شورش‌ها را مهار و خاموش کرد. فریدون آدمیت، که در میان محققین فوق در زمینه بابی‌گری صاحبنظرترین است، سرکوب قاطع شورش‌ بابیان را از افتخارات کارنامه امیر می‌داند. این فتنه با درایت و قاطعیت امیرکبیر فرونشانده شد و به تبع آن در 27 شعبان 1277 علی‌محمد باب نیز، به دستور امیر، در میدان ارگ تبریز تیرباران شد... پس از سرکوب فتنه باب با درایت و قاطعیت امیر، بابیان به یک فرقه مخفی تروریستی بدل شدند و نام خود را بعنوان «بنیانگذاران تروریسم جدید» در تاریخ ایران ثبت کردند. نقشه ترور شاه و امیرکبیر و امام جمعه از توطئه‌هایی بود که کشف شد و هفت ماه پس از شهادت امیرکبیر در حمام باغ فین کاشان (17 ذبیع الاول 1268 ق.) و پس از ترور نافرجام ناصرالدین شاه توسط یک بابی بنام صادق تبریزی (28 شوال 1268 ق.) به دستگیری وسیع توطئه‌گران و قتل تعدادی از ایشان انجامید. این موج تروریستی در زمان آغاز اختلافات ایران و حکومت هند بریتانیا بر سر هرات آغاز شد. هرات آن زمان جزو ایران بود و حمایت استعمار بریتانیا از جدایی هرات به تهدید انگلیس به اشغال جزیره خارک (محرم 1269 ق.)، تصرف هرات توسط قشون ایران، تهاجم نظامی بریتانیا به ایران و اشغال خارک و بوشهر و جنگ خونین محمره (خرمشهر) در سال 1273 ق./ 1857 م. انجامید... دوران دعوی میرزا حسینعلی نوری و ستیز او با برادرش، میرزا یحیی صبح ازل، بر سر زعامت بابیان، که به پیدایش دو فرقه ازلی و بهائی انجامید، دورانی خونین از تصفیه‌های «درون سازمانی» است که جنایات فرقه رجوی در مقابل آن ناچیز جلوه می‌کند. این کشتارهای درون فرقه‌ای پس از آن نیز ادامه داشته است.»

نقش‌ بی بدیل‌ امیر در سرکوب‌ بابیت‌

از بدشانسیهای بابیان‌ و بهائیان، آن‌ است‌ که‌ تاریخ، اعدام‌ باب‌ و سرکوب‌ قیام‌ پیروانش‌ در دوران‌ قاجار را عمدتاً‌ به‌ پای شخصیتی مینویسد که‌ تحلیلگران‌ تاریخ‌ (اعم‌ از ایرانی و خارجی) نوعاً‌ وی را شخصیتی وطنخواه، اصلاح‌طلب‌ و ضد‌ استعمار میشناسند: شهید‌ امیرکبیر !

مهدی بامداد، یکی از اقدامات‌ امیرکبیر در زمان‌ صدارت‌ را، در کنار «اصلاح‌ امور مالیاتی ـ ارتش‌ ـ تنظیم‌ بودجه‌ و تعدیل‌ جمع‌ و خرج‌ مملکتی» ، «قلع‌ و قمع‌ فتنه‌» تجزیه‌طلبانه‌‌ «حسن‌ خان‌ سالار در خراسان» ، «برافراشتن‌ بیرق‌ ایران‌ در ممالک‌ خارجه» ، «تأسیس‌ دارالفنون» و «ایجاد روزنامه‌‌ وقایع‌ اتفاقیه» ، «فرونشاندن‌ انقلاب‌ بابیان» میداند و با اشاره‌ به‌ «شورش‌ها و انقلابات‌ خونین» پیروان‌ باب‌ در ابتدای سلطنت‌ ناصرالدین‌ شاه‌ در کشور مینویسد: «اگر عرضه، کفایت، درایت، لیاقت‌ و مدیریت... امیرکبیر در امور نبود غائله‌ و دامنه‌‌ شورشها به‌ این‌ زودیها خاموش‌ نمیشد و در این‌ صورت‌ حتمی بود که‌ وضع‌ دولت‌ و ملت‌ ایران‌ دگرگون‌ میگردید» . دکتر عبدالحسین‌ نوایی نیز نقش‌ امیر در سرکوبی بابیه‌ را بسیار تعیین‌کننده‌ میداند: «میرزا تقی خان... با قتل‌ باب‌ در تبریز و سرکوب‌ کردن‌ فتنه‌‌ زنجان‌ و نیریز، بساط‌ باب‌ را در ایران‌ واژگون‌ ساخت‌ و نگذاشت‌ که‌ ریشه‌‌ فساد بیش‌ از این‌ در این‌ سرزمین‌ جایگیر گردد» .

نقش‌ بیمانند امیر در سرکوب‌ شورش‌ بابیان، مورد تأیید و تصریح‌ مورخان‌ بابی و بهائی نیز هست. نورالدین‌ چهاردهی، پژوهنده‌‌ تاریخ‌ باب‌ و بهاء، «از بزرگان‌ ازلیها و بهائیها شنیده‌ است‌ که‌ باب‌ و افراد حروف‌ حی [=یاران‌ برجسته‌‌ باب] همگی در صدد تغییر رژیم‌ قاجاریه‌ بوده‌ و به‌ جای آن، تمامی قوای خود را مصروف‌ برپا شدن‌ حکومت‌ بیان‌ [کرده] بودند و اگـر... امـیـرکـبـیر نبود مسلماً‌ به‌ مقصود خود میرسیدند» .

امیرکبیر، حسینعلی بهاء را نیز در 1267 به‌ کربلا تبعید کرد و دایی و سرپرست‌ باب‌ (حاجی سید علی تاجر شیرازی) را نیز که‌ در توطئه‌‌ ترور امیر با بابیان‌ همدست‌ بود دستگیر و، به‌ علت‌ عدم‌ اظهار توبه، به‌ مجازات‌ رساند.

براین‌ سیاهه‌ باید نام‌ قره‌‌العین‌ را نیز افزود. قره‌‌العین‌ از پیشگامان‌ بابیت‌ در زمان‌ ناصرالدین‌ شاه‌ بود که‌ عملیات‌ کشف‌ حجاب‌ و رفتن‌ وی با چهره‌ای بزک‌ شده‌ و عریان‌ به‌ میان‌ مردان‌ بابی و همخوابیش‌ با سران‌ بابیه‌ (که‌ در تاریخ‌ از آن، با عنوان‌ رسوایی بَدَشت‌ یاد میشود) ثبت‌ تاریخ‌ است‌ و حتی مورخین‌ بابی و بهائی نیز بدان‌ اشاره‌ دارند.

به‌ قول‌ کسروی: «خروج‌ قره‌‌‌العین‌ از خانه‌‌ شوهر و همراهیش‌ با مردان‌ و آن‌ داستان‌ بدشت‌ که‌ خود بهائیان‌ پوشیده‌ نـداشـتـه‌اند، دستاویز دشمنان‌ بیشتر گردیده‌ تا دستاویز دوستان. این‌ است‌ که در کتابها دیده‌ میشود که‌ خواهر عبدالبهاء که‌ بهائیان‌ او را همپای فاطمه‌‌ زهرای شیعیان‌ میشمارند در نامه‌‌ خود به‌ بهائیان‌ تهران‌ چنین‌ نوشته: قره‌‌ العین‌ یک‌ دفعه‌ بیحکمتی کرد و هنوز از کله‌‌ مردم‌ نمیتوانیم‌ بدرآوریم» . (یادآور حرکت مریم رجوی)

بابیان‌ در صدد ترور امیر نیز برآمدند، که‌ البته‌ با هشیاری و درایت‌ وی، دستگیر و به‌ جزای عمل‌ خود رسیدند.

  چه فرقی بین این دو فرقه است و به راستی اگر بناست که جان و مال کسی حفظ شود، اولویت با ایران و ایرانی است یا اعضای فرقه ای که آتش بیار معرکه جنگ و کشتار ایرانیان است؟

چرا باید برای کسانی تأسف خورد که کشتار زنان و کودکان ایرانی را برای رسیدن به قدرت مباح می شمارند و لحظه ای از توطئه و جنایت علیه ایران فرو گذار نیستند؟!

پژوهشکده باقرالعلوم (ع) 12 جلد کتاب در مورد بهائیت تدوین می کند

مدیر گروه بهائیت پژوهشکده باقرالعلوم (ع) از تدوین 12 جلد کتاب در مورد بهائیت خبر داد.
به گزارش خبرنگارباشگاه خبرنگاران قم، حجت الاسلام موسوی زاده گفت: تحقیق و تألیف، بخش قابل توجّهی از سیاست ها و فعّالیّت گروه فرق و ادیان، که در جهت تهیّه منابع و محتویّات مورد نیاز جهت سامان دهی و پشتیبانی سازمان تبلیغات می باشد، به این منظور بخش تحقیق و تألیف در جهت تولید کتابچه های بهائیت با موضوعات متنوع، تهیّه موضوعات تحقیقاتی و پژوهشی برای محقّقین و مراکز پژوهشی کشور در خصوص مقابه با فرقه بهائیت است.
این استاد حوزه و دانشگاه با ارائه توضیحاتی در مورد روش های مؤثر در مواجهه با جریان های انحرافی تصریح کرد: هر گونه طرح و برنامه به منظور مقابله با تهاجم جریان های انحرافی نیازمند شناخت کافی از ایدئولوژی، توان علمی، شیوه های تبلیغی، جغرافیای انسانی، سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی آن جریان است.
وی ادامه داد: از آنجا که عقاید فرقه بهائیت بنای وحیانی ندارد و صرفاً بر گفته های رهبران خود نوشته شده در موارد مختلف دچار تناقضهای فاحش است.
این پژوهشگر برجسته حوزوی در بخش دیگری از سخنان خود خاطرنشان کرد: وجود این قبیل تناقضات در منابع و متون بهائی و مسائل عقیدتی این فرقه به حدی است که به گفته بهائی پژوهان در صورت اتکاء به متون خودشان مجبوریم کلامی را با ردّ کلامی دیگر پذیرا شویم!
حجت الاسلام موسوی زاده در ادامه سخنان خود افزود: و حتی خود رهبران این فرقه برای فرار از این تناقضات و اغلاط فراوان، مجبور شده‌اند دراین صد ساله اخیر چند بار منابع فرقه خود را تغییر و تصحیح کرده به طوری که آن را از شکل اولیه و سنتی خود خارج کرده و به بهائیتی مدرن و جدید تبدیل شده لذا گروه بهائیت کتابچه هایی را در 12 عنوان با موضوعات تحقیقاتی و پژوهشی متنوع، تهیّه تا در اختیار محقّقین و مراکز پژوهشی کشور در خصوص مقابه با فرقه ضاله بهائیت قرار گیرد.

روايت خانواده اي كه قرباني كينه بهاييان شد+عکس

 
 
 
موزه عبرت ابرکوه بغض فروخفته مردم مسلمان ایران در اعتراض به فرقه ضاله بهاییت است و مردم ابرکوه امروز بغض خفته خود از جنایت بهاییان را بعد از 64 سال فریاد زدند.

مهر، ششم دی ماه سال ۱۳۲۸ جنایتی هولناک ابرکوه را در بهت فرو برد زيرا خبرها حکایت از کشتار یک خانواده در روستای رباط در دو کیلومتری ابرکوه داشت.

رقیه حسینیان، تنها بازمانده خانواده برای مردم روایت می کند: "شب آنجا بودم. چهل شب از عروسیم می گذشت. خانواده اصرار کردند که بمانم اما چون شوهرم قصد مسافرت داشت آنجا نماندم".

او از صبح آن روز روایتی خونین دارد که هق هق گریه شرکت کنندگان در مراسم افتتاحیه موزه عبرت ابرکوه را در خانه ای که شاهد این ماجرای خونین آن شب است را به دنبال دارد: "از دستگیره و قفل در خون می چکید. داخل خانه بوی خون می آمد. هرکس را به گونه ای کشته بودند.
عكسهايي از موزه عبرت كه صحنه جنايت بهاييان در آن بازسازي شده است

یکی در کارگاه پارچه بافی، دیگری در خمره و چند جنازه در ایوان افتاده بود".

بزرگترها برایمان روایت کرده اند که وحشت مردم ابرکوه را فرا گرفته بود. مدتی بعد مشخص می شود که کشتار توسط بهاییان صورت گرفته است.

می گویند: مادر خانواده بارها با وجود تنها دو خانواده بهایی در شهر در جلسات برای جلوگیری از فعالیت این فرقه فریاد سرداده است. از علما خواسته است که جلوی این فرقه منحرف را بگیرند و حتی این موضوع را به پای منبر علماء در تکایا کشیده است.
بعد از حادثه با فشار علما و حتی پیغام های آیت الله بروجردی توسط مرحوم فلسفی به شاه، رژیم ناگزیر از به جریان انداختن پرونده در دادگستری می شود و سرانجام حکم قصاص یکی از دست اندرکاران جنایت و حبس تعدادی از آنها صادر و پرونده مختومه می شود و ننگی همیشگی بر دامان جنایتکاران می ماند.

امروز با پایان بازسازی خانه ای که شاهد و ناظر این جنایت تاریخی بود، عنوان موزه و کتابخانه بر سر درب آن نقش بست و مسئولان استانی و کشوری و مردم شهرستان در این محل تاریخی کشور حضور یافتند تا به بهانه افتتاح این محل که اکنون در مرکز محله درب قلعه شهر ابرکوه قرار گرفته است، یاد شهدای مبارزه با بهاییت را گرامی بدارند.
مقبره خانواده حسينيان كه توسط جنايتكاران بهايي كشته شدند/ اين عكسها تاكنون رسانه اي نشده است

نقش تاریخی موزه عبرت در تاریخ مبارزه با این فرقه در کشور تا حدی است که دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور در این مراسم خواستار برنامه ریزی فرهنگی کشوری برای مبارزه با بهاییت با محوریت این محل شد.

منصور واعظی در این مراسم که با حضور استاندار، نماینده ولی فقیه در استان یزد و جمعی از مسئولان استانی برگزار شد، گفت: پیشنهاد می کنیم که با محوریت ابرکوه در این مکان همه ساله جایزه ای ارزنده به کسانی که برای پرده برداشتن از چهره بهاییت تلاش می کنند، داده شود و شورای فرهنگ عمومی کشور نیز آماده همکاری در مورد این کار ارزشی است.

وی افزود: فجایع بسیاری توسط این فرقه رخ داده است و باید با تشریح این جنایات از چهره به ظاهر صلح آمیز بهاییت که آن را در بوق و کرنا کرده اند، پرده برداشت.
یاد و خاطره شهدای خانواده حسینیان، صغری ۴۰ ساله، معصومه ۱۵ساله، علی اکبر ۱۴ ساله، بی بی ۱۱ ساله، خدیجه ۸ ساله و حسین حسینیان ۵ ساله را در دل تاریخ گرامی می داریم.

بهایی یا مسلمان؛ مسئله این نیست!

 به گزارش بولتن نیوز به نقل از رادیو دیروز، عصبانیت آمریکاییها ازبی نتیجه بودن اقداماتشان در به زانو در آوردن جمهوری اسلامی، به اوج رسیده. به هر بهانه ای سعی در تضعیف نظام و جایگاه رهبر و رئیس جمهور دارند. حتی اگر شده با یک مسئله پیش پا افتاده و نخ نما مثل تضییع حقوق فرقه ضاله بهائیت.
رادیو فردا در خبری با عنوان "انتقاد شدید کمیسیون آزادی مذاهب از فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای علیه بهاییان" این عصبانیت شدید را به منصه ظهور گذاشت:

میسیون آزادی مذاهب جهان، فتواهای آیت‌الله خامنه‌ای،علیه بهائیان را به شدت مورد انتقاد قرار داد و از رهبران جهان خواست که در برابر این فتواها از جامعه بهائیان ایران حمایت کنند.این فتواها بهاییان را «محکوم به نجاست» می‌خواند و به مردم ایران هشدار می‌دهد که در صورت تماس با آنها باید «طهارت» بگیرند. این کمیسیون می‌گوید که بهاییت آیین جهانی صلح‌طلبانه و مستقلی است که از آغاز آن در حدود ۱۷۰ سال قبل تاکنون مورد تهمت‌های روحانیون و حکومت ایران قرار داشته است. از جامعه بهائیان ایران هم‌اکنون ده‌ها نفر در زندان‌ به‌سرمی‌برند. مقامات ایران از سال ۲۰۰۵ تاکنون بیش از ۶۵۰ بهایی را به‌صورت دلخواهانه(!) بازداشت کرده‌اند و از اواسط بهمن سال گذشته نیز دست‌کم ۱۱۰ نفر از آنان در زندان بوده‌اند.
در بیانیه رابرت پی. جورج، رئیس این نهاد مستقل آمریکایی که زیر نظر دولت آمریکا فعالیت می‌کند، آمده است که جامعه بهائیان ایران باید در انتظار آزار و اذیت بیشتر حکومت ایران در پی این فتواها باشد. در بیانیه آمده است، فتواهای رهبر جمهوری اسلامی که تنها چند روز قبل از آغاز به‌کار رئیس جمهور جدید ایران منتشر شده است به جامعه جهانی یادآوری می‌کند که دستور کار حکومت ایران از چه قرار است و چه کسی در این کشور حرف آخر را می‌زند".

هر چند مسئله کاملاً واضح است و مشخص که این موضع گیریهای ناشیانه تنها چند روز مانده به شروع دولت یازدهم، از کجا آب می خورد اما ذکر این چند نکته هم نا مناسب نیست:
۱- این اتهامات نشان دهنده ترس و وحشت و عصبانیت دشمنان انسانیت، از رهبریِ امامی عادل و فرزانه است که در بحبوحه روزهای سخت تدابیرش ایران را از ورطه های هولناک نجات داده و نقشه های شوم دشمنان را حتی در آن سوی مرزها نقش بر آب می کند. و گرنه با یک جستجوی کوتاه در سایتها می توان فتاوای مربوط به چندین مرجع تقلید بزرگ شیعه از جمله آیات عظام نوری، صافی، تبریزی، سیستانی، بهجت، مکارم، فاضل لنکرانی و امام (ره) را یافت که همه حکم به نجاست این فرقه ضاله داده اند. و البته این فتوا مربوط به امروز هم نیست. با توجه به گفته خود رئیس کمیسیون در طول تاریخ، از زمان امیر کبیر تا کنون تمام مراجع و رهبران اسلامی با این اقلیت مقابله کرده و انحراف آنها را گوشزد کرده اند. و اکنون که موج تبلیغاتی گمراهانِ بهایی شدت گرفته، فتواهای سالهای گذشته دوباره مرور می شود. اینکه چرا حالا به گوش رادیو فردا و کمیسیون آزادی مذاهب جهان رسیده، نشان از هوش و ذکاوت سرشار! آنان یا در کار بودن دستهای شیطانی برای دادن بهانه به کفار برای بر هم زدن آرامش و امنیت کشور به بهانه مسائل مذهبی دارد.
۲- آنچه رادیو فردا و روئسای آمریکاییش را به وحشت انداخته، رویه انقلابی و موضعگیریهای زیرکانه و دشمن ستیزی است که روحانی در پیش گرفته و امیدهای آنها را برای خدمت به دشمن نا امید کرده و این تا سر حد مرگ آنها را عصبانی می کند. تا آنجا که به این وسیله می خواهند القا کنند رئیس جمهور در ایران هیچکاره است. اما خوب می دانند این مغلطه ای بیش نیست و رهبر و رئیس جمهور در قانون اساسی هر یک حد و حدود اختیارات مشخصی دارد.
۳- آیا این نهاد اگر مذهبی و ایرانی است چرا باید رئیسش یک آمریکایی باشد و کمیسیون زیر نظر آمریکا فعالیت کند؟ آیا واقعاً با سابقه ای که آمریکا در اذهان مردم ایران دارد، می توان باور کرد که برای دینِ یک اقلیت خود را به آب و آتش بزند و سنگ دفاع از آنان را به سینه و بر علیه مراجع عظام مسلمانان بیانیه صادر کند؟ آیا اگر مدعی آزادی مذهب است برای چه با مسلمانان پاکستان، افغانستان، میانمار و بحرین و فلسطین سر جنگ دارد؟ چرا می خواهد نسل مسلمانان را که پیامبر اعظمش از جانب خدا با آیات محکم نازل شده از روی زمین محو کند اما در عین حال حامی اقلیتی است که نه پیامبرش مشخص است و نه کتاب الهی دارد و اصلاً معلوم نیست تخم و ترکه اش از انگلیس آمده یا آمریکا ؟
۴- اینجا آمریکا نیست که یک افسر پلیس که باید حافظ جان و مال شهروندان باشد با گلوله یک نوجوان را به خاطر سیاهپوست بودن بکشد و دادگاه هم او را تبرئه کند. اینجا مثل آمریکا جنگل نیست که بتوان دلبخواهی کسی را زندانی یا آزاد کرد. قانون دارد و دادگاه و قاضی. هرکس جرمی مرتکب شود باید مجازات شود. خواه مسلمان، مسیحی، زرتشتی یا منحرف بهایی.
۵- پر واضح است که آمریکا دردش دین و آیین و بهایی و مسلمان نیست. دردش سیطره و سلطه بر دنیا و مال و جان تمام آدمهاست. به هر وسیله ای. خواه بمب اتمی، خواه هواپیماهای بدون سرنشین، خواه ارسال سلاح برای آدمخواران، یا حمایت از رهبران بودایی آدمسوز و خواه دفاع از فرقه های ضاله.

تدوین 12 جلد کتاب در مورد بهائیت

مدیر گروه بهائیت پژوهشکده باقرالعلوم (ع) از تدوین 12 جلد کتاب در مورد بهائیت خبر داد.

به گزارش خبرنگار باشگاه خبرنگاران قم، حجت‌الاسلام سید حسین‌علی موسوی‌زاده گفت: بخشی از فعالیت‌های تبلیغی که از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده و مورد توجه همه گروه‌ها و جریانات و بخش‌های اجتماعی و حتی اقتصادی است معطوف به تولید محصولاتی است که علاوه بر پوشش اندیشمندان و گروه‌های پیشرو در جامعه، به گونه‌ای جذاب و همه فهم و با بهره گیری از تکنیک‌های علمی و هنری و ابزارهای تأثیرگذار، در همه منازل و اجتماعات و فرهنگ‌ها حضور یافته و می‌تواند در راستای مصون سازی و تقویت روحیه‌ مذهبی و تعمیق اندیشه‌ دینی مؤثر باشد.

وی افزود: تحقیق و تألیف، بخش قابل توجهی از سیاست‌ها و فعالیت گروه فرق و ادیان که در راستای تهیه منابع و محتویات مورد نیاز برای ساماندهی و پشتیبانی سازمان تبلیغات است، به این منظور بخش تحقیق و تألیف در زمینه تولید کتابچه‌های بهائیت با موضوعات متنوع، تهیه موضوعات تحقیقاتی و پژوهشی برای محققین و مراکز پژوهشی کشور در خصوص مقابله با فرقه بهائیت فعالیت می‌کند.

مدیر گروه بهائیت پژوهشکده باقرالعلوم (ع) در پایان اظهار داشت: از این مجموعه سه کتاب آن آماده چاپ شده و 9 جلد دیگر در حال ویراستاری بوده و به امید خداوند متعال تا اواسط سال 93 منتشر خواهد شد.